![]() |
|
![]() |
|
فلسفهء وجودی رژیم جمهوری اسلامی را سرکوب رقم می زند. سران حکومت حیات خود را مدیون آن می دانند. این یگانه سیاستی است که سرمایه داران وابسته ایران در مقابل خود قرار داده اند. همه را مورد تعرض خویش قرار می دهند؛ از سلاح های متفاوت و پیشرفته سود می جویند تا بر حاکمیت منحوس خویش تداوم بخشند. از کشته ها پشته ها ساخته اند تا منافع اربابان شانرا محفوظ نگه دارند. تهدیدها و بگیر و ببندها، شکنجه و کُشتار مخالفین در ایران توسط زورمداران به امری عادی و طبیعی تبدیل گشته است. رژیم جمهوری اسلامی به سیاق همیشگی اش هر اعتراضی را با گلوله پاسخ می دهد و بموازات آن، محدودیت ها و فشار بر کارگران و زحمتکشان در زیر سلطه ی نظام امپریالیستی تمام ناشدنی است.
طی چند دهه اخیر جنبش های اعتراضی توده های ستم دیده، بدلیل فقدان یک نیروی جدی و عمل گرای مسلح، تأوان بسیار گزافی داده است. جان باختن هزاران تن از صدیق ترین فرزندان خلق در بیدادگاههای فرمایشی بجرم آزادیخواهی و به خاک و خون کشاندن خلق های زرمنده ی ایران و دیگر اعتراضات کارگری، کارنامهء سراسر جنایت دولتمردان رژیم جمهوری اسلامی را تشکیل می دهد. اعمال ددمنشانه ای که همچنان بر گرده توده های ستم دیده و فرزندان شان سنگینی می کند. امروزه کمتر کسی است که از ماهیت و عکس العمل های خشن سران حکومت در قبال مطالبات و خیزش های اجتماعی ناآشنا می باشد. سخن و پاسخ اساسی در این برهه از زمان و آن هم بعد از تجربه ی سرکوب و خشونت 27 ساله ی رژیم جمهوری اسلامی، چه باید باشد و انفلاب را در پرتو کدام و یا کدامین روش می توان به سرانجام رساند؟ نگاهی به عملکرد چندین دهه رژیم جمهوری اسلامی از یک سو و مبارزات توده ای از سوی دیگر بر حقایقی انکار ناپذیر صحه می گذارد که در این مدت سران حکومت تمامی هم و غم شانرا مصروف آن نموده اند تا چرخه های اقتصاد جامعه را در جهت منافع سرمایه داران وابسته سمت و سو دهند. اتخاذ سیاست های ضد کارگری بمنظور چپاول هر چه بیشتر دسترنج آنان نمودار آن است که در قاموس رژیم جمهوری اسلامی واژه هایی همچون محترم شمردن به حقوق زحمتکشان و رسمیت بخشیدن به خواسته های پایه ای محروم ترین اقشار جامعه بی معنا و در تضادی عمیق با منافع ی حکامان قرار گرفته و هر زمان که کارگران و دیگر توده های ستم دیده در مقابل اجحافات کارخانه داران و سرمایه داران بپاخاسته اند، با چماق سرکوب رژیم مواجه گردیده اند. وظیفه ای که سالهاست دولتمردان رژیم آنرا بر عهده گرفته اند و یک لحظه از آن غافل نماندند. واقعیت این است که نظام جمهوری اسلامی را بر سر کار گماردند تا جنبش های اعتراضی سال های ۵۶ – ۵۷ را که می رفت، ضرباتی اساسی بر بنیادهای سیستم امپریالیستی در ایران وارد کند، از مسیر اصلی اش منحرف سازند. هدف و وظایف شان این بود تا تمامی دستآوردهای قیام شکوهمند توده ها را در مطلوب ترین شکل اش سرکوب نمایند. یورش به خلق ستم دیده ی کرد در همان اوان بقدرت رسیدن اش، کُشتار خلق ترکمن و حمله ی وحشیانه به جان و مال کارگران، دهقانان و دانشجویان از زمره وظایف اساسی منادیان جدید نظام امپریالیستی در ایران را تشکیل داده و می دهد. جمهوری اسلامی در دوران حاکمیت اش به هیچ قشر و صنفی رحم ننموده و از در آشتی و مسالمت با آنان بر نیآمده است. مبارزه نظامی و خونین، روش پایدار سران حکومت را تشکیل می دهد. علیرغم وجود دیکتاتوری خشن و عریان و سرکوب سیستماتیک در جامعه، ما "نادانانی" را سراغ داریم که بدون نگاه به ماهیت و کارکردهای تا کنونی رژیم جمهوری اسلامی بر سیاست های غیر موثر و نا کار آمد پای می فشارند و دائماً در تبلیغات شان سعی می نمایند تا در قبال خشونت های رژیم، زبان ملایم را بکار گیرند و بزعم خویش انقلاب توده ای را به سر انجام برسانند!!!! بی تردید طراحان اینگونه سیاست ها و مبلغان چنین نصایحی به توده های ستم دیده، توده هایی که طی سال های متمادی، سرکوب و چماق رژیم را با تمام وجودشان لمس نموده اند، چیزی جزء گوشت دم توپ قرار دادن آنان تلقی نگردیده و تا کنون جنبش های اجتماعی، بابت اینگونه بینش های بغایت انحرافی و تخریبی، هزینه های بسیار کلانی را پرداخته اند و مهمتر از آن اینکه سران حکومت، سودهای بسیار زیادی عایدشان گردیده است. سئوال کلیدی آن است که آیا وجود این همه کشته و یورش های وحشیانه به خواسته های ابتدائی توده های ستم دیده، نمایانگر این حقیقت نیست که در پرتو نظام دیکتاتوری خشن و سراپا مسلح، بکارگیری روش های مسالمت آمیز نمی تواند متضمن مطالبات محروم ترین اقشار جامعه باشد؟ آیا اعدام هزاران جوان به جرم آزادیخواهی و تخریب خانه و کاشانه ی خلق های رزمنده گواهی بر این حقیقت نیست که نابودی ریشه ظلم و جور و به سر انجام رساندن انقلاب، در گرو انتخاب شیوه ی مبارزه ی تمام کننده می باشد؟ در یک کلام باید تاکید نمود که انقلاب بمعنای تغییر و تحول بنیادی در جامعه می باشد و هر سازمان و یا جریان جدی بمنظور تحقق این امر خطیر باید طبقات استثمارگر را مورد تعرض انقلابی خود قرار دهد و با توسل جستن به عالیترین شکل مبارزه آنانرا به چالش جدی کشاند. سرمایه داران وابسته و رژیم حامی آنان جمهوری اسلامی، به آسانی از منافع و قدرت شان عقب نخواهند نشست. همهء تلاش و هدف شان بر آن است تا به حاکمیت شان لطمه ای وارد نشود. بهمین اعتبار به سلاح پناه می آورند و خود را با مدرنترین سلاح ها مجهز می نمایند تا پایه و بقای خویش را مستحکم تر سازند. این منش و خصوصیات ذاتی سرمایه داران می باشد. کاربست قهر ضد انقلابی از سوی آنان هم در این راستا معنا می یابد. با این اوصاف تا مادامیکه رژیم جمهوری اسلامی بر مسند قدرت تکیه زده است، نمی توان ابراز نظر نمود و با زبانی مسالمت آمیز به مطالبات اولیهء خود دست یافت. فقدان و سلب حداقل آزادی ها و دموکراسی در جامعه، زمینه و اجازه هر گونه مبارزه غیر خشونت آمیز را ناممکن می سازد. این نظام هایی همچون رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی هستند که مولّد روش های مقابله ای اند و قهر انقلابی را به همه آزادیخواهان و یاران صدیق انقلاب رهائی بخش تحمیل می نمایند. کمونیست ها و مدافعین واقعی منافع کارگران و زحمتکشان ذاتاً خشونت گرا نیستند. کمونیست های صدیق و راستین بر این باورند که جنگ را با خود جنگ می توان از بین برد. این طبیعت و قانون زورمداران است که با جنگ و کُشتار قصد حکم روائی را دارند و بر همین اساس حمام خون براه می اندازند. با علم و آگاهی به چنین حقیقتی یا باید از موضع و منافع استثمار شوندگان و قربانیان نظام امپریالیستی در ایران پیروی و سیاست مقابله ای و عملی را اتخاذ نمود و یا با مماشات و مبارزهء نافرجام و هزینه پرداز، شاهد سرکوب و بهرز رفتن بیش از این جنبش های اعتراضی بود. کار و یا سیاستی که تا کنون در دستور کار مدافعین نظام های سرمایه داری قرار گرفته است و مبلغان و "نادانان خلق" هم بر شیپور آن می دمند و مانع صیقل بخشیدنِ مبارزات کارگران و زحمتکشان می گردند. گواه تاریخ بر آن است که در برابر قهر ضد انقلابی نمی توان سیاست غیر قهر را پیشه خود ساخت و دشمن قدار را از حاکمیت بزیر کشید. بسیج و رهائی توده ها از زیر سلطهء جهنمی نظام امپریالیستی، بدون کاربرد سلاح ناممکن می باشد و بدون قدرت آتش نمی توان ماشین جنگی رژیم جمهوری اسلامی را از حرکت باز داشت. انقلابِ بدون خونریزی در دنیای سرمایه داری خیالی است؛ دنیایی که در جنگ کامل فرو رفته است و روزانه هزاران انسانِ بی گناه و بی دفاع مورد آماج تعرضات ارگان های سرکوب آنان قرار می گیرند. بنابراین تنها با جنگ است که می توان ریشه جنگ را از بیخ و بُن سوزاند. قلم بدون پشتوانهء عملی کارساز نیست. تئوری ظفرنمونِ بدون پراتیک پاسخگو نیست. با آگاهی و شناخت از این دو پروسهء کیفتاً متفاوت است که مرز فیمابین وفاداران صدیق انقلاب با مشاطه گران بورژوازی و مدافعین "انقلاب" بدون خونریزی و همچنین حامیان نظام سرمایه داری در عمل متمایز می گردد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت توسط شباهنگ راد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ظالمان و نابخردان دنیا را به خاک و خون کشیدهاند و محترم شمردن به حقوق و ارزشهای انسانی در دنیای خود ساختهی آنان کاملاً بیمسما گردیده است. این چه زمانهای است که محرومترین اقشار جامعه میبایست آنرا تحمل نمایند و بار این همه مصائب و مشکلات را بدوش کشند. این زمانه را باید دگرگون ساخت و دنیای نوینی را پایهریزی نمود که در آن انسانها نه بعنوان بردگان و سودآوران مشتی زورمداران، بلکه به مثابهی سازندگان اصلی هر جامعهای قادر گردند تا از تمامی نعمات موجود، برابرگونه بهره جویند. تربیون شما به دنیایی باور دارد که در آن از ظلم و در بدری انسانها خبری نباشد و همه، جدا از هر رنگ و نژادی، در دنیای برابر، در کنار هم در صلح و آرامش ادامهی حیات دهند. |
|