تبليغاتX
تریبون شما - شکست کمپ "حایشه‏نشینان" و پیروزی "حکمتیست‏ها"!

هر زمان که کف‏گیر سیاست‏ها و تاکتیک‏های، احزاب و سازمان‏ها در "مقابل" رژیم جمهوری اسلامی به ته دیگ می‏خورد، آنان غره‏تر شده و آنرا به‏پای پیروزی و پیشروی خود واریز می‏نمایند؛ هر زمان که کمیت این نیروها کاهش می‏یابد، آنان "قوی"تر شده و آنرا به‏پای "خالصی" و "یگانگی" هر چه بیشتر درونی می‏نویسند. همواره منطق‏شان بر روی این پاشنه می‏چرخد که سیاست‏ها و متدهای‏شان بی ایراد  است. بعضاً بر این اعتقاداند که بدلیل نظرگاه‏های "بی‏خردان" و "سربازان بی جیره و مواجب" رژیم جمهوری اسلامی در صفوف اپوزیسیون است‏که سیاست‏های‏شان از "تعرض" و "تحرک" هر چه بیشتر باز می‏ماند؛ بر این اعتقاداند که هم دشمن ِ، دشمن خود را بدرستی شناخته‏اند و هم در جنگ با دشمن اصلی، میدان را صحیح انتخاب نموده‏اند و مهمتر از همه‏ی این‏ها دارند از مطلوب‏ترین ابزارها سود می‏جویند. این‏ها تصاویری‏ست که در مقابل چشمان هر انسان بی‏طرفی قرار گرفته است و قابل لاپوشانی نیست.

متأسفانه باید اذعان نمود که داستان "جنبش کمونیستی" و حکایت سازمان‏ها و احزاب ایرانی شباهتی به روشنگری جامعه و رادیکالیزه نمودن مبارزات توده‏ها ندارد. داستانی‏ست بسیار دردناک و غم‏انگیز. در منطق آنان خطا و اشتباهِ سیاسی، بی‏معناست و اصلاً و ابداً نمی‏توان "ایراد"ی به سیاست‏ها و رفتارهای‏شان داشت. نتیجه‏ی "ایراد" تراشی از جانب هر کسی و با هر نیتی به حساب "حایشه‏نشینان" و "شکست"خوردگان واریز خواهد شد که بی تردید در این میان هم "مغرضان" انقلاب، هدفی جز "تضعیف" و "تخریب" سازمان‏های "رادیکال و انقلابی" و یا احزاب "پرولتری" بر عهده ندارند. به واقع که حکایت عجیب و غریبی‏ست. داستانِ زندگی همه و با کمی تغییرات، من‏حیث‏المجموع یکی‏ست.  

سئوال این است‏که بالاخره ایراد کار در چیست و چرا ما علیرغم داشتن این‏همه سازمان‏های "رادیکال" و احزاب "پرولتری" تأثیرگذار، قادر نیستیم، رژیم را از حیات و زندگی محرومان پس زنیم؟ چرا هر یک از آنان دارند بخشی از علل نافرجامی سیاست‏های‏شانرا در "سنگ اندازی"، "حایشه‏نشینان" و "شکست خوردگان" و "رفیقان نیمه راه" توضیح می‏دهند و حاضر به تعریف حقایق درونی و توضیح جایگاه واقعی خود نیستند؟ چرا دارند عدم اعتماد به نفس سیاسی و انحراف خودی را در پرخاش‏گری و تهمت زدن به دیگران پاسخ می‏دهند و دارند از بیان حقایق طفره می‏رونند؟ سازمان‏ها و احزاب بی‏شماراند که منطق و متدشانرا بر این پایه استوار ساخته‏اند و در این میان "حزب حکمتیست" را هم باید در این دسته قرار داد که دارد هر انتقاد و نقدی را، آگاهانه و ناآگاهانه به مدافعین نظام نسبت می‏دهد. حزبی که بر خلاف ادعاهای‏اش کمترین گامی در جهت سالم سازی فضای اپوزیسیون و کار مبارزاتی تأثیرگذار و هدف‏مند در درون جامعه بر نمی‏دارد. این حزب قصد ندارد - و به‏عبارت واقعی‏تر نمی‏خواهد - از گذشته‏ی سراسر بی‏ثمر خود درسی بی‏آموزد و اشتباهات سیاسی – رفتاری خود را تصحیح نماید. تا کنون نشان داده است‏که اصلاً و ابداً قصد ندارد تا سیاست روشنگری و منفعت جمعی را جایگزین سیاست انحرافی و گروهی خویش نماید.

قضیه بسیار ساده و روشن است. بیش از یک‏سالی‏ست که از ۱۳ آذر ۸۶ – روز دانشجو - می‏گذرد و دیده‏ایم که اعتراضات دانشجوئی از آن‏زمان به بعد، به‏دلیل اهمال‏کاری‏های دانشجویان از یک‏طرف و هم‏چنین به دلیل سیاست‏های بغایت انحرافی بعضاً سازمان‏ها و احزابی هم‏چون "حزب حکمتیست" از طرف دیگر، مسیر افت و سکونی را طی نموده است. خوانده‏ایم و جنبش‏های اعتراضی شاهد بودند که سران رژیم جمهوری اسلامی توانستند قبل از انجام تحرکات دانشجویان در سال ۸۶، سازماندهندگان آنانرا دستگیر و روانه سیاه‏چال‏های مخوف خود نمایند. نمی‏توان چنین حقایق روشنی را کتمان نمود و به‏عنوان جمع‏بند به‏حساب نیآورد.

این یک‏طرف قضیه را تشکیل می‏دهد و طرف دیگر قضیه مربوط به برخورد و ارزیابی‏های نادرست سازمان‏ها و احزابی هم‏چون "حکمتیست"ها پیرامون واقعه‏ی ۱۳ آذر می‏باشد. روشن است‏ تا مادامی‏که سازمان‏ها و از جمله "حزب حکمتیست" نخواهند علل سیاست‏های ناصحیح خود را که منجر به شکست و عقب‏نشینی دانشجویان گردیده است را باز شناسند قادر به رفع نابسامانی‏های موجود نخواهند بود. روشن است‏که نمی‏شود اعتراضات سرکوب شده‏ی جنبش و بویژه اعتراضات دانشجوئی توسط رژیم را به‏حساب "پیروزی" گذاشت؛ نمی‏شود عقب‏نشینی دانشجویان از میادین دانشگاه‏ها و میدان اصلی مبارزه را به‏پای تعرض به‏جلو نوشت؛ نمی‏شود به‏مانند "حزب حکمیتست" ادعای حزب سیاسی – نظامی را داشت و از تعیینات آن‏ها فاصله گرفت «ادعایی که در نشریه‏ی شماره‏ی ۱۹ اکتبر مورخه‏ی ۲۰۰۹ حول حایشه‏نشینان شکست خورده آمده است».

روشن است‏که ۱۳ آذر ۸۶ به این دلیل قلع و قمع شد که سیاست غیر منطقی‏ای بر آن حاکم بود. به این دلیل از تعرض خود باز ماند که از شناخت واقعی دشمن و ارگان‏های پلیسی‏اش غافل ماند. به‏دلیل این‏که تصور بسیار خام و ناپخته‏ای از ماهیت نظام سرکوبگر داشت. جوانی سازماندهی و رفتار بدون تعمق سازماندهندگان آن کاملاً مشهود بود. "جنبش دانشجوئی" بر این توهم بود که قادر به هدایت مبارزات اعتراضی عمومی جامعه است. ارزیابی و تصویر درستی از موقعیت خودی و جنبش‏های اعتراضی نداشت و بنادرست سمت‏و‏سو و سازماندهی درونی خود را نه بر مبنای حقایق درونی و ذاتی نظام بل بر پایه‏ی تخیالات و آمال و آرزوی خود پای ریخت. تصور بعضاً دانشجویان بر آن بود که: "نیروهای اطلاعاتی ایران به هیچ‏وجه از پیچیدگی بالایی برخوردار نیستند، روش‏های پلیسی در ایران به کلنگی‏ترین و جاهلانه‏ترین روش ممکن انجام می‏گیرد". این‏ها سیاست‏های حاکم بر اعتراضات دانشجوئی آن‏زمان بود؛ اعتراضی که متوهم بود و متوهم‏تر از آن جریانات و احزابی هم‏چون "حکمتیست‏ها" بودند. حزب مدافع‏ی "جنبش دانشجوئی" به جای توضیح حقایق و سازماندهی متناسب با شرایط دیکتاتوری خشن و عریان، بر روش‏های خسران‏ساز و علنی صرف اصرار داشت. قواعد پیشنهادی‏ای که با جامعه‏ی تحت سلطه‏ای هم‏چون جامعه‏ی‏ ایران سازگاری نداشت. اگر چه تا کنون تمامی ابعاد سرکوب و متعاقباً همه‏ی مکانیسم‏های درونی آن اعتراضات نامعین و ناروشن می‏باشد؛ اماّ عکس‏العمل‏های بعضاً دانشجویان دستگیر شده‏ی ۱۳ آذر ۸۶ بنوبه‏ی خود نمایانگر بخش‏هایی از حقایق‏ست که "حزب حکمتیست" امروزه دارد از طرح و موشکافی آن‏ها طفره می‏رود و اصلاً و ابداً تمایلی به بازنگری سیاست‏های حاکم بر آن ندارد.

تصور "حکمتیست‏ها" بر آن بود که بدون حضور تشکیلات قوی و سازمانده در درون جامعه و با سیاست "کنترل از راه دور" می‏توان رژیم سراپا مسلح را پس زد و جنبش‏های اعتراضی را به پیش بُرد. اگر "جنبش دانشجوئی" در سال ۷۸ "جنبش متوهم" بود، اعتراض دانشجویان به‏اصطلاح مستقل سال ۸۶ هم، اعتراض کور، بی برنامه و فاقد ارزیابی‏های صحیح ار نیروهای دشمن و خودی‏ها بود. این اعتراض فاقد کمترین بُرندگی و پیشروندگی بود و نه تنها کمترین سودی در بر نداشت بلکه اعتراضات و روحیه‏ها را به عقب باز گرداند. بنابراین طرح و ارائه‏ی چنین ارزیابی‏ای از جانب مدافعین جنبش‏های اعتراضی به‏معنای هم‏سوئی با مدافعین نظام و به تبع از آن دشمنی با "حزب حکمتیست" تلقی نمی‏گردد؛ همه‏ی بحث بر سر شفافیت بخشیدن به کارکردهای ناصحیح گذشته است. جای دارد تا در این میان هم، "حزب حکمتیست"، به‏جای دفاع غیر منطقی از سیاست‏های نادرست خویش به منافع‏ی عموم جنبش بی‏اندیشد و علل نافرجامی‏های آنرا و آن‏هم بدون کمترین ملاحظه کاری‏های سیاسی بر شمارد؛ جای دارد تا به‏جای پرخاش‏گری و انتخاب لحن غیر معمول و غیر منطقی به عمق توجه نماید و دلائل عقب‏گرد بیش از یک‏ساله‏ی "جنبش دانشجوئی" را جمع‏بندی نماید؛ جای دارد تا بدور از جار و جنجال‏ها، جایگاه حقیقی و زیستی فعالیتی خود را روشن سازد و بر اساس آن تاکتیک‏های حزبی خود را پای ریزد. "حزب حکمتیست" بهمراه دیگر سازمان‏ها و احزاب تا کنون نتوانسته است ارتباط ‏اش را با دنیای واقعی و جامعه‏ی ایران بر قرار نماید. فلسفه‏ی وجودی این حزب به‏مانند دیگر جریانات و احزاب، فلسفه‏ی بی‏عملی و بی ارتباطی‏ست. ادعای مبارزه‏ی با رژیم، به‏معنای مبارزه‏ی رو در رو و عملی با رژیم به‏حساب نمی‏آید. مختصات جنگ با رژیم‏های سرکوبگری هم‏چون رژیم جمهوری اسلامی روشن است. این سر و قدرت سازمانی و حزبی را باید مردم در عمل و بگونه‏ی سازمانیافته در درون و در جنگ با قداره‏بندان مشاهده نمایند. این نمودها در مقابل چشمان آزادی‏خواهان و محرومان قرار ندارد. در حقیقت جنبش‏های اعتراضی و بویژه "جنبش دانشجوئی" قربانی سیاستِ‏ِِِ سازمان‏ها و احزابی هم‏چون "حکمتیست‏ها"ست. 

براستی که ایراد یکی و دو تا نیست و ایراد مضاعف و چند گانه‏ای بر سازمان‏ها و احزاب وارد است و آن‏ها نه تنها در درون حضور ندارند بلکه در عرصه‏ی روشنگری و توضیح حقایق هم نتوانسته‏اند و نمی‏خواهند از متدها و اسلوب‏های صحیح پیروی نمایند. مبلغ سیاست گل و گشاد و بی در و پیکراند و مهمتر از همه‏ی این‏ها مدافع‏ی سیاست و کار علنی مطلق در مقابل دم و دستگاه‏های عریض‏الطویل پلیسی‏اند. "حزب حکمتیست" بر این اعتقاد بود که با فعالیت آشکار صرف، می‏توان کار مبارزاتی را در درون به پیش بُرد و رژیم را از موقعیت‏اش پس زد. واقعیات جامعه و تحرکات ضد انقلابی رژیم در سی سال گذشته نشان داده است‏که داشتن چنین تصوری و متعاقباً ارائه‏ی سازماندهی‏ای به‏مانند و با مختصات ۱۳ آذر ۸۶ نمی‏تواند، کار بردی داشته باشد. نشان داده است‏که با این مختصات نمی‏توان جنبش را یک‏گام به‏جلو سوق داد و در مقابل ارگان‏های سرکوبگر نظام پیروز بدر آمد.

اگر از منظری دیگر و از منفعت مارکسیست – لنینیستی هم بخواهیم اعتراضات ۱۳ آذر را مورد بررسی قرار دهیم، یک چیز باقی خواهد ماند و آن‏هم این است‏که نه تنها "حزب حکمتیست" در این جنگ شکست خورد بلکه جنبش‏های اعتراضی، شکست دیگری را متحمل گردیده‏اند و این شکست را نمی‏توان به‏حساب پیروزی گذاشت و بی دلیل و با بی منطقی تمام، خودی‏ها را در ردیف دشمنان طبقاتی کارگران و زحمت‏کشان قرار داد. براستی که وقت فاصه‏گیری و شفیت نمودن عملی از سیاستِ "هر که با ما نیست بر ماست"، می‏باشد.

مضافاً این‏که "حزب حکمتیست" بیش از اندازه و بی‏مورد دارد به بزرگ‏نمایی جریان خودی دست می‏زد و مهمتر از همه‏ی این‏ها دارد انگیزه‏ی همه‏ی نقادان نسبت به سیاست‏های خویش را در بی اعتبار نمودن افکار این "حزب" توضیح می‏دهد. حقیقت بسیار روشن است و در عالم کمونیست‏ها، هر عقب‏نشینی و ضربه، به‏معنای ضربه به آرمان‏های کمونیستی و جنبش‏های انقلابی‏ست. بحث اساسی، فضا سازی سالم بمنظور زدودن ایده‏های نا سالم در درونِ جنبش‏های اعتراضی‏ست. باید به این درجه از درک دست یافت که دشمن را تنها و تنها با تصحیح اشتباهات‏مان است‏که می‏توانیم پس زنیم. بر خلاف نظر «خالد حاج محمدی» باید اعلام نمود که در جنگ با رژیم جمهوری اسلامی نه تنها "حزب حکمتیست" همه‏ی "سر" آنرا تشکیل نمی‏دهد بلکه بطور واقعی و عملی در مقابل سران حکومت، میلیون‏ها انسان محرومی قرار گرفته‏اند، که بطور روزانه داردند مورد ضرب و شتم ارگان‏های سرکوبگر قرار می‏گیرند. براستی که در این مفوله "حزب حکمتیست" بهمراه همه‏ی سازمان‏ها و احزاب خارج از کشور هیچ جایگاهی ندارند و بنابراین مجاز نیستند تا خود را به‏عنوان "سر" جنبش به‏حساب آورنند و هر مخالفی را به‏عنوان "سرباز بی جیره و مواجب" رژیم جمهوری اسلامی بر شمارنند. متمدنانه نگه‏داشتن فضای سیاسی اپوزیسیون را باید در رفتارها مشاهده نمود و با صدور احکام و الفاظ بنابجا به خودی‏ها نمی‏توان به‏جنگِ نادرستی‏ها رفت و اعمال ناصحیح خود را لاپوشانی نمود. قدرت دشمن در ضعف ماست. نا هماهنگی و تنش‏های حقیرانه‏ی احزاب و سازمان‏ها دارد دشمن را هر چه بیشتر استوارتر و با دوام‏تر می‏سازد و در مقابل ما شاهد شکست و عقب‏نشینی‏های هر چه بیشتر مدافعین انقلاب‏ایم. ضعف بسیار عظیمی بر جنبش‏های اعتراضی حاکم گردیده است. ضعفی که برون رفت از آن قابل رویت نیست. دشمن هم‏چنان دارد می‏تازد و نیروهای مدافع‏ی اعتراضات کارگری – توده‏ای دارند راه پس را انتخاب می‏نمایند. جنگ سی ساله‏ی انقلاب و ضد انقلاب هم‏چنان دارد مسیر یک‏طرفه‏ای را طی می‏نماید و در این میان "حزب حکمتیست" هم به‏همراه "حایشه نشینان" نه تنها در این جنگ شکست خورده است بلکه در نظم و ترتیب دادن نیروهای درونی هم، از خود، تعلل بسیار زیادی به‏خرج داده است و آگاهانه نمی‏خواهد تا بار و مسئولیت این شکست‏ها را متقبل نماید و از آن‏ها بی‏آموزد، کاری که به سیاست روتین "حکمیتست‏ها" تبدیل گردیده است.    

 

لنیک مطلب «خالد حاج محمدی»

و مطلب اکتبر

http://www.oktoberr.org/maqalat/2009/05/post_446.html

http://www.iran-telegraf.com/pdf/Octobr-19

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت   توسط شباهنگ راد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

ظالمان و نابخردان دنیا را به خاک و خون کشیده‏اند و محترم شمردن به حقوق و ارزش‏های انسانی در دنیای خود ساخته‏ی آنان کاملاً بی‏مسما گردیده است. این چه زمانه‏ای است که محروم‏ترین اقشار جامعه می‏بایست آنرا تحمل نمایند و بار این همه مصائب و مشکلات را بدوش کشند.

این زمانه را باید دگرگون ساخت و دنیای نوینی را پایه‏ریزی نمود که در آن انسان‏ها نه بعنوان بردگان و سودآوران مشتی زورمداران، بلکه به مثابه‏ی سازندگان اصلی هر جامعه‏ای قادر گردند تا از تمامی نعمات موجود، برابرگونه بهره جویند.

تربیون شما به دنیایی باور دارد که در آن از ظلم و در بدری انسان‏ها خبری نباشد و همه، جدا از هر رنگ و نژادی، در دنیای برابر، در کنار هم در صلح و آرامش ادامه‏ی حیات دهند.

پاره ای از مقالات گذشته
اهمیت و جایگاه پراتیک بر جنبش‏های اعتراضی
کردستان و "چفخا" (*)
افزوده‏هایی بر موقعیت سیاسی – تشکیلاتی چفخا (آرخا) بعد از ضربه‏ی 60
نگاهی مختصر به موقعیت سیاسی – تشکیلاتی چفخا (آرخا)* بعد از ضریه‏ی سال 60
در حول و حوش گذشته و نگاه به چند شعار!
آنچه ما کردیم (*)
زور و سرکوبِ عریان جزء ذاتی نظام جمهوری اسلامی!
تفاوتِ و تأثیرگذاری دو سیاستُ، دو روش!
جنگ و وظايفِ كمونيست‏ها!
انقلاب توده‏ها نيازمند تشكيلات و سازماندهی‏ست!
چالش‏های مبارزه‏ی ايدئولوژيك در درونِ چپ!
سركوب توده‏ها و راه‏كا‏رها!
كوروش مدرسی، مردم و "حزب حكمتيست"
تفاوت‏های ما
چپ خارج از كشور و چشم‏اندازها
جنبش دانشجوئی و راهكارها!
قهر انقلابی يا قعر انقلابی
سرزنش مردم از جانب «فریبرز سنجری»
نگاه حمید تقوائی پیرامون فراکسیون .....
نکاتی پیرامون بیانیه فراکسیون "اتحاد کمونیسم کارگری"
تغییر در روش و ثمربخشی در مبارزه!
کدام دو اتفاق و دو جنس؟!
توهم و تحریف!
چاره ی کار درچیست؟
نظری بر نوشته ی رفیق "اشرف دهقانی" ...
هزینه های مبارزه’ مسالمت آمیز!
هنر برای هنر یا هنر طبقاتی
چه گوارا قهرمانِ، قهرمانان بود
لزوم پیشاهنگ پرولتری از نگاه رفیق پویان!
سازمانیابی طبقه کارگر در بستر کدام اشکال مبارزاتی؟
آرشیو
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
دی 1384
شهریور 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
آبان 1383
شهریور 1383
خرداد 1383
مهر 1382
شهریور 1382
دی 1378
نام لينك يا وب مورد نظر
سایت منو پالتاک

نام لينك يا وب مورد نظر
سایت وروجاك

پیوندها
آرشیو مارکسیست ها
احمد شاملو
منو پالتاک
خسرو گلسرخی
صمد بهرنگی
سازمان 19 بهمن
ایده نو، دنیای نو
فروغ فرخزاد
نیما یوشیج
وروجک
دگرگونی
چه گوارا
کانون اندیشه
آشتی
آزادی بیان
شاهو
پیام
منو پالتاک
پژواک وین
آرمان خلق
اوانگارد
تئوری و پراتيك انقلابی
گفتگوهای زندان
زنان كارگر
گزارشگران
جنبش سرخ
سایت انعکاس
آرشیو اسناد اپوزیسیون ایران
چپ انقلابی
کمون
ستاره شمال
ئه م روله

آثار چه گوارا
نام لينك يا وب مورد نظر
جنگ پارتیزانی – یک روش ِمبارزه
سرود فيدل
همبستگى با ويتنام
تکنیک و انقلاب
دفاع از دستاوردهای انقلاب
درمان اجتماعی
مفهوم برنامه ریزی سوسیالیستی
مصاحبه چه گوارا با روزنامه نگاران چینی
جهان بینی انقلاب کوبا
بسیج توده ها در مقابل تجاوز
نامه ی "چه" بیک کوشنده جنگ انقلابی
درباره نقش حزب مارکسیستی – لنینیستی
اصول کلی جنگ های چریکی
سخنرانی در نخستین سمینار سازمان همبستگی افریقا و آسیا در الجزیره
انسان و سوسیالیسم در کوبا
نامه ی "چه" به پدر و مادرش پیام به کنفرانس اوسپال ....
خاطرات بولیوی
به یاد کامیلو سیانفیوسکوس
نامه به فیدل کاسترو
نامه چه گوارا به همسر و فرزندانش درباره‏ی طب انقلابی
از نوشته هاى امير پرويز پويان
نام لينك يا وب مورد نظر ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئورى بقاء
خشمگین از امپریالیسم، ترسان از انقلاب
درباره ی صمد
استحاله
بازگشتِ به « ناکُجا‌آباد»
مقالات انتخابی و رسيده
بیم از آن می رود – فریبا مرزبان
مهمان هفته گزارشگران - یوسف زرکار
رنجنامه احسان فتاحيان، فعال سیاسی اعدامی
بیست سال از فروپاشی دیوار برلین گذشت – منو پالتاک
در حاشیه مرگ تراژیک سهیلا .. اسد نودینیان
بیشرمانه ترین توافق هسته ای تاریخ در ابهام – منو پالتاک
نگاه ندا – ع. امید
در ستايش اكتبر - سربلند
سرگردان میان تئوری و واقعیت - سربلند
حمايت دالايي لاما از جنبش سبز – منو پالتاک
اين قطار بوي خون ميدهد – منو پالتاک
محمود احمدي نژاد در نيويورك - منو پالتاک
یاد واره چریک فدایی خلق رفیق یحیی رحیمی – یوسف زرکار
یاد واره چریک فدایی خلق رفیق جلال فتاحی- یوسف زرکار
بازگشايى دانشگاه – منو پالتاک
تظاهراتي كه .. – منو پالتاک
جوان – سیروس کار
بازگشايى دانشگاه – منو پالتاک
تاریخ کمون پاریس – ترجمه بیژن هیرمن پور
از ديگر آدرس ها
گويا
دیدگاه
دنياى ما
بى طرف
گاهنامه سياسى ايران
نشر بيدار
سینمای آزاد
روشنگری
لوموند دپیلماتیک
ایران گلوبال
نگاه
کتاب های فارسی رایگان
پیک ایران

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان