تبليغاتX
تریبون شما - تفاوتِ و تأثیرگذاری دو سیاستُ، دو روش!

 

چند دهه‏ای‏ست که جامعه‏ی ایران در عرصه‏های متفاوت در اوضاع بغرنجی بسر می‏برد. تصورات بر آن بود که بدلیل جابجایی رژیم‏ها، زندگی و فضای خفقاق‏آور جامعه تغییر یافته و می‏توان به آینده و زندگی بهتر مردم خوش‏بین بود؛ امّا در عمل نه تنها آن تصورات و ذهنیات به واقعیات نه پیوست بلکه استثمار و سرکوب میلیون‏ها انسان ابعاد گسترده‏تری هم بخود گرفته است.

می‏توان هزاران نمونه را به عنوان اثبات نظرات خود ردیف نمود و بر این امر تاکید داشت که سیاست و روش‏های انتخابی حاکمان با شرایط و اوضاع جدید باز تعریف گردیده است و سرمایه‏داران جهانی با وقاحت هر چه تمام‏تری دنیا را بر اساس امیال و منفعت سیاسی – اقتصادی خویش به ویرانه تبدیل نموده‏اند. تصور سرمایه‏داران جهانی بر آن است تا با به انقیاد در آوردن هر چه بیشتر انسان‏های محروم و با راه‏اندازی جنگ‏های خانمان‏سور، می‏توانند بر اقتصاد بحران زده و گندیده‏ی‏شان فائق آیند؛ به این و آن منطقه نیرو گسیل می‏دارند تا دنیا را در جهت خواسته‏ها و منفعت‏شان سمت‏و‏سو دهند. این رسم و روزگار سرمایه‏داران در همه‏ی قاره‏ی جهان می‏باشد. به همین منظور است‏که بر شدت فشارها و تعرضات خویش می‏افزایند تا نظم دلخواه‏ی خود را به دنیای انسانیت تحمیل نمایند. این روند و پروسه را می‏توان در همه جا نشان داد و این استنتاج روشن را از آن‏ها به بیرون کشید که طبقات بالا دست با تعیینات تعریف شده‏ای به میدان می‏آیند و دارند به انحای گوناگون زندگی طبقات زیر دست را به ویرانی کامل می‏کشانند. بالا دستان به یُمن ابزارهای سرکوب در همه جا و در جامعه‏ی‏مان حاکم‏اند.

 

بزرگان سرمایه قدرت را به دست سران رژیم جمهوری اسلامی سپرده‏اند تا در چارچوبه‏ی منفعت سرمایه‏های جهانی، جنبش‏های اعتراضی را بدون کوچک‏ترین تعللی سرکوب نمایند. ۲۹ سال است‏که رژیم جمهوری اسلامی در مملکت‏مان فاجعه آفرید. فجایعی‏ای که مراجعه‏ی هر گاهه بدان‏ها، چیزی جز اندوختن بر غم و اندوه هزار باره‏ی مردم رنج‏دیده‏ی ما نیست. سران حکومت تا توانسته‏اند دست به کُشتار زده‏اند و تا توانسته‏اند اموال عمومی را به غارت برده‏اند و تا توانسته‏اند سر پناهِ محرومان را بر سرشان خراب نموده‏اند و تا آخرین لحظه از عمرشان هم پا پس نخواهند کشید. پایه‏های سیاست‏های دول امپریالیستی و حکومت‏های دست نشانده‏ی‏شان هم‏چون رژیم جمهوری اسلامی، بر استثمار و چپاول کارگران و زحمت‏کشان و سرکوب عریان و خشن استوار گردیده است. چنین سیاست‏هایی هرگز وارونه نخواهد شد و تا مادامی‏که جانیان و استثمارگران در حکومت‏اند، جامعه‏ی بشری نظاره‏گر سیاست‏ها و روش‏های تخریب کننده خواهد بود و انتظاری به غیر از روند و پروسه‏ی کنونی متصور نیست.

 

بی‏تردید مقابله و کنار زدن چنین سیاستی مستلزم تبیین دقیق و صحیح از قانون‏مندی‏های حاکم بر جامعه‏ی‏مان مربوط می‏باشد و بدون شناخت واقعی و درونی از کارکردهای سرمایه در ایران، بهبودی زندگی ستم‏دیدگان نا ممکن می‏باشد. جمهوری اسلامی را در موقعیتی قرار داده‏اند و سیاستِ روشنی را به وی دیکته نموده‏اند و به گونه‏ و با قدرتی از وی حمایت می‏نمایند که مبادا روزی، بر چرخش سرمایه‏های جهانی خدشه‏ای وارد گردد. در عمل مشاهده نموده‏ایم که جمهوری اسلامی از تعرض به منافع‏ی عمومی جامعه و دخالت به حریم خصوصی انسان‏ها از خود هیچ‏گونه تعلل و تزلزلی به خرج نداده و بی‏رحمانه و رذیلانه، خسران‏های جنبش‏های اعتراضی را کلان و کلان‏تر می‏نماید. این رسالت و وظیفه‏ای است‏که بر دوش رژیم جمهوری اسلامی قرار گرفته است.

واقعیت این است‏که دشمن از هر طرف جامعه را به سمت قهقرائی سوق داده است و از هر طرف به کارگران، زحمت‏کشان، دانشجویان و همه‏ی محرومان یورش می‏آورد و هر روزه دارد جان مخالفین و قربانیان نظام را می‏گیرد. در یک کلام تسمه‏ی خونین رژیم جمهوری اسلامی دارد هم‏چنان گلوی جوانان‏مانرا می‏قشارد و از خود قربانی می‏گیرد. با این اوصاف و با مشاهده‏ی چنین شرایطِ تأسف‏باری صرف همراهی نظری با مردم ایران و آن‏هم در محیط خارج از کشور پاسخ‏گو و مشکل‏گشای مبارزه‏ی طبقاتی درون جامعه‏ی‏مان نمی‏باشد. یا می‏بایست در قبال این همه جنایات و کُشتار، عکس‏العمل بجا و مناسب نشان داد و یا این‏که خالصانه و صادقانه جایگاهِ فعالیتی خود را با واقعیات کنونی باز تعریف نمود. ارائه‏ی تعریف بنادرست از خود بر یأس و نا امیدی‏ها افزوده و نیرو را به هرز خواهد بُرد.

 

در شرایطی‏که همه کاملاً بر این اتفاق نظراند که رژیم بدون سرکوب و ارتکاب جنایات قادر به حیات نمی‏باشد و در شرایطی‏که همه بر این باوراند که بر افراشتن چوبه‏های دار و راه‏اندازی میدان‏های تیر، به کارکرد روزانه‏ی سران حکومت تبدیل گشته است و در این زمینه به هیچ احدوالناسی و حتی به "خودی"ها هم رحم نمی‏کند؛ بنابراین و با علم به چنین حقیقتی جای دارد و لازم است تا چاره‏ای دیگر اندیشید و با بازنگری و تغییر در سیاست‏ها و روش‏ها، وظایف خود را به شکل مطلوب‏تر و معقول‏تری به پیش بُرد. سیاستی که قادر گردد، بر بخش‏هایی از معضلات عدیده‏ی جامعه‏ی‏مان فائق آید.

حدوداً ۳۰ سالی‏ست که جامعه در مسیر یک نواختی در پیش است. دشمن می‏زند و توده‏ها از خود هزینه بر جای می‏گذارند؛ توده‏ها مورد تعرض وحشیانه‏ی ارگان‏های متفاوت سرکوبگر نظام قرار دارند و نیروی روشنفکر داخل و خارج از کشور در پی افشای جنایات سران حکومت‏اند. این دور تسلسل و یک‏سویه به سیاست روتین و ثبیت شده‏ی جامعه‏ی ایران مبدل گشته است و روشن است‏که بدون بر گرداندن روند کنونی نمی‏توان رژیم را از موقعیتِ فعلی‏اش پس زد. مضافاً این‏که توده در میدان است و دارد علیه‏ی اجحافات و استثمار سرمایه‏داران دست به مبارزه می‏زند و در همان زمان، نیروی مدافع‏ی وی در تلاش است تا او را به میدان دعون نماید؛ توده روزانه و بدون فرمان این و آن سازمان علیه‏ی ارگان‏های سرکوبگر نظام به پا می‏خیزد و در همان زمان حزب و جریان مدافع‏ی وی ندا سر می‏دهد که باید در مقابل جمهوری اسلامی ایستادگی نمود و اجازه نداد تا نیروهای مزدور، محله‏ها و غیره را در دستان خود قبضه نمایند!!

در حقیقت، زمان، زمانِ دعوت توده‏ها به میدان نیست؛ چرا که چند دهه‏ای‏ست، توده علناً بپا خاسته است و خواهان سرنگونی و نابودی زورمداران می‏باشد. وقت سازمان دادن مبارزه‏اش علیه‏ی نظام وابسته به امپریالیسم رژیم جمهوری‏ست. وظیفه‏ی فعلی سازمان سیاسی و جریانات کمونیستی، در حمایتِ صرف از اعتراضات توده‏ای خلاصه نمی‏گردد و می‏بایست پیشاپیش مبارزات آنان قرار گیرند و دشمن را مورد تعرض در هم کوبنده‏ی خویش قرار دهند و محله به محله، کوه به کوه و شهر به شهر حاکمیت مردمی و نهادهای انقلابی را جای‏گزین حاکمیت ضد انقلابی و نهادهای ضد مردمی نمایند.

دشمن مسلح است و در ملاعام و بدون کمترین واهمه و تهدیدی و با قساوت و با درنده‏ی خوئی تمام دارد مخالفین خود را با پاهای قطع شده و با بدن‏های خونین به چوبه‏ی دار می‏کشاند. ترس و واهمه‏ای ندارد. دستگیر می‏نماید و به تازیانه می‏بندد تا صدای عدالت‏خواهی را در گلو خفه سازد. در عمل دیده‏ایم که فریادهای آزادیخواهی بدون تبیین سیاست‏های هدف‏مند و کار بست روش‏های مقابله‏ای و تعرضی ره بجایی نخواهد بُرد و در این میدان نابرابر، این رژیم جمهوری اسلامی‏ست که پیروز بدر خواهد آمد.

امروزه در داخل جامعه‏ی‏مان دو سیاست کاملاً متضاد از هم را می‏توان مشاهده نمود؛ سیاستی که حاکمان مبلغ و مدافع‏ی آنند و از همان آغاز با آن به میدان آمده‏اند و چهار نعل در پیش‏اند و سیاستِ غیر تأثیرگذار و غیر سازمانیافته‏ای که نیروهای مخالف رزیم جمهوری اسلامی بر آن پای‏بند و مصراند. وقت آن است تا تعمقی بیش از این نسبت به سیاست‏های تا کنونی شود و راه‏های نوین‏تر و بُرنده‏تری را در دفاع از حیثیت و آرمان‏های توده‏ای، مورد آزمایش و بهره‏برداری قرار داد؛ آرمان‏ها و روش‏هایی که نویدبخش دنیای رهائی و سعادت میلیون‏ها انسان زجر دیده می‏باشد.

 

علاوه بر آن‏ها حقیقتاً باید اعتراف نمود که جنبش‏های خود بخودی کارگری – توده‏ای علی‏رغم تمامی رشد یابندگی‏شان، هم‏چنان از بی سازمانی و بی ارتباطی با بخش‏های دیگر طبقات انقلابی  جامعه و هم‏چنین با بخش‏های متفاوت تولیدی – کارگری در عذاب می‏باشد؛ در عرصه‏ی اعتراضات اجتماعی هم می‏توان این دور زنجیره‏ای و غیر کار ساز را نشان داد. متأسفانه میدان مبارزه خالی از سازمان‏های کمونیستی و نیروهای انقلابی‏ست و ما شاهد هیچ نشانه‏ای از فعالیت‏های سازمانیافته‏ی آنان به منظور وصل به دنیای طبقاتی جامعه‏ی‏مان نمی‏باشیم. جامعه‏ای که به واقع در این برهه از زمان نیازمند یک سازمان جدی، عمل‏گرا و کمونیستی‏ست. سازمانی که بتواند توده‏ی در میدان را حول سیاست‏های خویش جذب و آنانرا از شر رژیم هار و درنده‏ی رژیم جمهوری اسلامی نجات دهد. در شرایطی که طبقات حاکم با شمشیرهای از رو بسته به میدان آمده‏اند و روز به روز با به خاک و خون کشاندن بهترین فرزندان کارگران و زحمت‏کشان به حیات ننگین خویش تداوم می‏بخشد، جای دارد و نیاز است تا با اتخاذ سیاست‏های روشن و با توسل جستن به ابزار متناسب، به مقابله با سران حکومت برخاست و در برابر سیاست تعرضی رژیم جمهوری اسلامی سیاست و روش تعرضی تمام کننده را در پیش گرفت. در عمل به اثبات رسیده است‏که پای‏بندی و پا فشاری بر فعالیت‏های دفاعی غیر فعال، هزینه‏های کلان را کلان‏تر خواهد نمود. اصرار و باوری بر این نوع سیاست‏ها و روش‏ها، جامعه را در مسیر نابودی هر چه بیشتر سوق خواهد داد و مشکل‏گشای هزاران مصائب سیاسی – اجتماعی جامعه‏ی‏مان نمی‏باشد.

 

بی‏گمان مانع تراشی در مقابل اجحافات استثمارگران و خراب نمودن درب‏های زندان بر روی نیروهای سرکوبگر و پس زدن عناصر وابسته به نظام در محله‏ها و در هر کوی و بر زنی، با انتخاب سیاست‏های تعرضی معنا می‏یابد. نیروی کمونیستِ مدافع‏ی حقوق انسانی جدا از همه‏ی آرزوهای سیاسی -گروهی‏اش، می‏بایست به معضلات اساسی و مهم پیشاروی کارگران و زحمت‏کشان پاسخ گوید و راه رهائی شانرا هر چه سریع‏تر فراهم سازد. هنگامی‏که دشمن در بیخ گوش توده‏ها و با توسل به سلاح به جان و مال آنان می‏افتد، در مقابل نمی‏توان با سیاستِ "توصیه"ای، امر مبارزه را به پیش بُرد و بدون دخالت‏گری‏های مستقیمِ عملی، محله‏ها و دیگر نقاط کشور را از شر جانیان بشریت پاک نمود. نا امن نمودن محل کار و زندگی آمرین و عاملین هزاران بدبختی و سرکوب توده‏ها و باز گرداندن آنان به جایگاه واقعی‏شان، منوط به اتخاذ سیاست‏ها و روش‏های تأثیرگذار می‏باشد. مدت‏هاست که عمر سیاست‏ها و روش‏های ملایم و خسران‏ساز در جوامع‏ای هم‏چون جامعه‏ی ایران به سر رسیده است و زمانه، زمانه‏ی روی آوری فعالیت‏های مبارزاتی مقابله‏ای و دفاع فعال و تعرضی علیه‏ی حاکمان می‏باشد. دشمن، تنها با زور سازمانیافته‏ی انقلاب است که پس خواهد کشید و دست و پای خود را از سفره‏ی تهی کارگران و زحمت‏کشان جمع خواهد نمود. این‏ها آن شاخص‏ها و معرفه‏هایی‏ست که جنبش‏های انقلابی به منظور برقراری حاکمیت‏‏شان بدان نیازمندند و می‏بایست با تمام توان و قوا در آن جهت تلاش ورزید و توده‏ها را از این موقعیت اسفب‏بار نجات داد. راهی به غیر از این متضمن منافع‏ی کارگران و زحمت‏کشان نمی‏باشد و جبر تاریخ، خواه و ناخواه همه را به این سمت حقیقی و دوران‏ساز رهنمون خواهد ساخت.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت   توسط شباهنگ راد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

ظالمان و نابخردان دنیا را به خاک و خون کشیده‏اند و محترم شمردن به حقوق و ارزش‏های انسانی در دنیای خود ساخته‏ی آنان کاملاً بی‏مسما گردیده است. این چه زمانه‏ای است که محروم‏ترین اقشار جامعه می‏بایست آنرا تحمل نمایند و بار این همه مصائب و مشکلات را بدوش کشند.

این زمانه را باید دگرگون ساخت و دنیای نوینی را پایه‏ریزی نمود که در آن انسان‏ها نه بعنوان بردگان و سودآوران مشتی زورمداران، بلکه به مثابه‏ی سازندگان اصلی هر جامعه‏ای قادر گردند تا از تمامی نعمات موجود، برابرگونه بهره جویند.

تربیون شما به دنیایی باور دارد که در آن از ظلم و در بدری انسان‏ها خبری نباشد و همه، جدا از هر رنگ و نژادی، در دنیای برابر، در کنار هم در صلح و آرامش ادامه‏ی حیات دهند.

پاره ای از مقالات گذشته
اهمیت و جایگاه پراتیک بر جنبش‏های اعتراضی
کردستان و "چفخا" (*)
افزوده‏هایی بر موقعیت سیاسی – تشکیلاتی چفخا (آرخا) بعد از ضربه‏ی 60
نگاهی مختصر به موقعیت سیاسی – تشکیلاتی چفخا (آرخا)* بعد از ضریه‏ی سال 60
در حول و حوش گذشته و نگاه به چند شعار!
آنچه ما کردیم (*)
زور و سرکوبِ عریان جزء ذاتی نظام جمهوری اسلامی!
تفاوتِ و تأثیرگذاری دو سیاستُ، دو روش!
جنگ و وظايفِ كمونيست‏ها!
انقلاب توده‏ها نيازمند تشكيلات و سازماندهی‏ست!
چالش‏های مبارزه‏ی ايدئولوژيك در درونِ چپ!
سركوب توده‏ها و راه‏كا‏رها!
كوروش مدرسی، مردم و "حزب حكمتيست"
تفاوت‏های ما
چپ خارج از كشور و چشم‏اندازها
جنبش دانشجوئی و راهكارها!
قهر انقلابی يا قعر انقلابی
سرزنش مردم از جانب «فریبرز سنجری»
نگاه حمید تقوائی پیرامون فراکسیون .....
نکاتی پیرامون بیانیه فراکسیون "اتحاد کمونیسم کارگری"
تغییر در روش و ثمربخشی در مبارزه!
کدام دو اتفاق و دو جنس؟!
توهم و تحریف!
چاره ی کار درچیست؟
نظری بر نوشته ی رفیق "اشرف دهقانی" ...
هزینه های مبارزه’ مسالمت آمیز!
هنر برای هنر یا هنر طبقاتی
چه گوارا قهرمانِ، قهرمانان بود
لزوم پیشاهنگ پرولتری از نگاه رفیق پویان!
سازمانیابی طبقه کارگر در بستر کدام اشکال مبارزاتی؟
آرشیو
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
دی 1384
شهریور 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
آبان 1383
شهریور 1383
خرداد 1383
مهر 1382
شهریور 1382
دی 1378
نام لينك يا وب مورد نظر
سایت منو پالتاک

نام لينك يا وب مورد نظر
سایت وروجاك

پیوندها
آرشیو مارکسیست ها
احمد شاملو
منو پالتاک
خسرو گلسرخی
صمد بهرنگی
سازمان 19 بهمن
ایده نو، دنیای نو
فروغ فرخزاد
نیما یوشیج
وروجک
دگرگونی
چه گوارا
کانون اندیشه
آشتی
آزادی بیان
شاهو
پیام
منو پالتاک
پژواک وین
آرمان خلق
اوانگارد
تئوری و پراتيك انقلابی
گفتگوهای زندان
زنان كارگر
گزارشگران
جنبش سرخ
سایت انعکاس
آرشیو اسناد اپوزیسیون ایران
چپ انقلابی
کمون
ستاره شمال
ئه م روله

آثار چه گوارا
نام لينك يا وب مورد نظر
جنگ پارتیزانی – یک روش ِمبارزه
سرود فيدل
همبستگى با ويتنام
تکنیک و انقلاب
دفاع از دستاوردهای انقلاب
درمان اجتماعی
مفهوم برنامه ریزی سوسیالیستی
مصاحبه چه گوارا با روزنامه نگاران چینی
جهان بینی انقلاب کوبا
بسیج توده ها در مقابل تجاوز
نامه ی "چه" بیک کوشنده جنگ انقلابی
درباره نقش حزب مارکسیستی – لنینیستی
اصول کلی جنگ های چریکی
سخنرانی در نخستین سمینار سازمان همبستگی افریقا و آسیا در الجزیره
انسان و سوسیالیسم در کوبا
نامه ی "چه" به پدر و مادرش پیام به کنفرانس اوسپال ....
خاطرات بولیوی
به یاد کامیلو سیانفیوسکوس
نامه به فیدل کاسترو
نامه چه گوارا به همسر و فرزندانش درباره‏ی طب انقلابی
از نوشته هاى امير پرويز پويان
نام لينك يا وب مورد نظر ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئورى بقاء
خشمگین از امپریالیسم، ترسان از انقلاب
درباره ی صمد
استحاله
بازگشتِ به « ناکُجا‌آباد»
مقالات انتخابی و رسيده
بیم از آن می رود – فریبا مرزبان
مهمان هفته گزارشگران - یوسف زرکار
رنجنامه احسان فتاحيان، فعال سیاسی اعدامی
بیست سال از فروپاشی دیوار برلین گذشت – منو پالتاک
در حاشیه مرگ تراژیک سهیلا .. اسد نودینیان
بیشرمانه ترین توافق هسته ای تاریخ در ابهام – منو پالتاک
نگاه ندا – ع. امید
در ستايش اكتبر - سربلند
سرگردان میان تئوری و واقعیت - سربلند
حمايت دالايي لاما از جنبش سبز – منو پالتاک
اين قطار بوي خون ميدهد – منو پالتاک
محمود احمدي نژاد در نيويورك - منو پالتاک
یاد واره چریک فدایی خلق رفیق یحیی رحیمی – یوسف زرکار
یاد واره چریک فدایی خلق رفیق جلال فتاحی- یوسف زرکار
بازگشايى دانشگاه – منو پالتاک
تظاهراتي كه .. – منو پالتاک
جوان – سیروس کار
بازگشايى دانشگاه – منو پالتاک
تاریخ کمون پاریس – ترجمه بیژن هیرمن پور
از ديگر آدرس ها
گويا
دیدگاه
دنياى ما
بى طرف
گاهنامه سياسى ايران
نشر بيدار
سینمای آزاد
روشنگری
لوموند دپیلماتیک
ایران گلوبال
نگاه
کتاب های فارسی رایگان
پیک ایران

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان