تبليغاتX
تریبون شما - انقلاب توده‏ها نيازمند تشكيلات و سازماندهی‏ست!

 

ضد انقلاب حاكم بر ايران به يمن تشكيلاتِ سازمانيافته و دستگاه‏های عريض الطويل سركوب، چند دهه‏ای است‏كه بر حيات و هستی ميليون‏ها انسان رنج‏ديده سيطره انداخته است. در اين مدت سران رژيم جمهوری اسلامی با گسترش تور پليسی در دور افتاده‏ترين نقاط جامعه‏ی‏مان، به انقلاب و انقلابيون لطمات بی شماری را وارد نموده‏اند. جان هزاران نفر را گرفته‏اند و ميليون‏ها انسان ديگر را راهی ديار دگر نموده‏اند و دستگاه‏های متفاوت كنترل و تفتيش عقايد را در اماكن عمومی، آموزشی و اجتماعی براه انداخته‏اند تا بتوانند آزادی‏های اوليه را به بند كشند و بر حيات بناحق خويش تداوم بخشند.

هم‏چنين جمهوری اسلامی در دوران حكومت‏داری‏اش به هزاران اعتصاب، تحصن و تظاهرات يورش برده است؛ صدها قوانين ارتجاعی و عقب مانده را بر كارگران و زحمت‏كشان، جوانان و زنان تحميل نموده است تا طبقه‏ی بورژوازی وابسته‏ی حاكم قادر گردد بر اندوخته‏های باد آورده‏ی خويش بی‏افزايد. به عبارت واقعی‏تر می‏توان گفت كه رژيم جمهوری اسلامی از زمان به عقب راندن كامل تشكلات متفاوت سياسی و كمونيستی ايران در دهه‏ی ۶۰، ميدان را بطور كامل و يك‏سويه در دستان خود قبضه نموده است و آن‏چنان فضا و مناسباتی را بر كل جامعه حاكم گردانده است كه قابل توصيف نيست.

 

سركوب و به خاك و خون كشاندن مطالبات كارگری، يورش تداوم‏دار به زنان تحت عناوين "بد حجابی" و غيره، بگير و به بندهای روزانه‏ی دانشجويان، حمله‏ی سبوعانه به جوانان و قربانيان نظام توسط باندهای ارذال و اوباش و سركوب، حاصل فعاليت‏های سياسی رژيم جمهوری اسلامی در حق ميليون‏ها انسان مستحق زندگی بهتر می‏باشد. حقيقتاً كه رژيم جمهوری اسلامی نزديك به سه دهه از حاكميت‏اش تا آنجائی‏كه در چنته داشت توسط نهادها، كميته‏ها و دستگاه‏های ريز و درشت‏اش، به جان توده‏های معترض افتاده است و از سركوب خشونت‏بار آنان يك لحظه باز نمانده است. به موازات چنين واقعياتِ دردناكی بايد اذعان نمود كه جنبش‏های كارگری – توده‏ای، دانشجوئی و زنان علی‏رغم كار بست زور و سركوب سران حكومت و بگير و به بندهای روزانه و قوانين دست‏و‏پا گير موجود در جامعه عقب نه نشسته و مرعوب سياست‏های سركوبگرايانه‏ی حاكمان نگرديده‏اند.

اگر در كارنامه‏ی سران حكومت، هزاران جنايت، وحشی‏گری و درنده‏خوئی به ثبت رسيده است، به ميزانِ وسيع‏تری می‏توان گفت كه در پرونده‏ی مبارزاتی كارگران و زحمت‏كشان، جوانان و زنان، اعتراض به بی‏حقوقی‏ها و بی‏عدالتی‏ها نوشته شده است. اين دو روند و دو ريلِ متضاد سال‏هاست كه در مقابل هم قرار گرفته‏اند و هم‏چنان در جنگ و ستيزاند. طبعاً در اين مصاف نابرابر، ضد انقلاب علی‏رغم نيروی اندك، امّا بگونه‏ی سازمانيافته و متشكل توانسته است تا بر فضای جامعه غالب گردد و در مقابل، اكثريت مردم ايران يعنی سازندگان اصلی جامعه بدون سازمان و تشكيلات متناسب با واقعيات كنونی، زندگی و حيات‏شان در معرض نابودی و اضمحلال كامل قرار گرفته است.

 

متأسفانه چنين اوضاع بغرنج، بی‏فرجام و بی‏سرانجامی را می‏توان به عينه در هر دوره به تصوير در آورد و نشان داد كه چگونه جنبش‏های اعتراضی بدليل نبود تشكيلات متناسب با زمانه، متحمل خسران‏های فراوان گرديده‏اند. در چنين شرايطی سران حكومت و بدليل فقدان يك نيروی جدی و عمل‏گرا در صحن جامعه از هر موقعيت و امكانی سود جسته‏اند و با تمام قوا و با درنده‏خوئی غير قابل توصيفی، هر اعتراض اوليه‏ای را بگونه‏ی خونين‏وار پاسخ داده‏اند. براستی كه در اين مدت ماشينِ سركوب رژيم جمهوری اسلامی در قبال اعتراضات كارگری – توده‏ای يك لحظه از حركت باز نايستاده است و دائماً در حال روغن‏كاری و شتاب می‏باشد.

به هر بهانه‏ای و به منظور ايجاد رعب و وحشت توده‏ها، ميدان‏های دار را در ملاعام پا بر جا نگه داشته است؛ به هر بهانه‏ای به جوانان يعنی به آينده‏سازان جامعه يورش آورده تا از كنترل آنان غافل نماند. به كار روزانه و روتين سران حكومت تبديل گشته است و حيات‏شانرا را با آن گره زده‏اند. به همين استکه دليل رژيم جمهوی اسلامی وظايف اساسی و رسالت خود را در دايره‏ی سركوب تعريف نموده و روز به روز تشكيلات خود را گسترده‏تر، با نظم‏تر و منسجم‏تر می‏نمايد. به جرأت می‏توان گفت كه ماحصل چنين تجاربِ ضد خلقی‏ای چيزی جز، در سركوب چندين دهه‏ی مبارزات كارگران و زحمت‏كشان قابل توضيح  نمی‏باشد.

 

با اين اوصاف و در بستر چنين واقعياتی چاره‏ی كار در چيست و با كدام سازمان و روش‏كاری می‏توان، بار ديگر توده‏ها را مورد خطاب قرار داد و رسالت تاريخی خويش را به سرانجام رساند؟ چگونه می‏توان دست‏اندازی‏های روزمره‏ی سران حكومت را از حيات و هستی توده‏ها كوتاه نمود و ميدان تنفس را برای آنان به ميدان مرگ تبديل نمود؟ چگونه و در كدام بستر و ابزار می‏توان جنبش‏های اعتراضی را از حالت دفاعیِ ممتد به حالت مقابله‏ای و تعرضی تبديل نمود و مانع‏ی ضربه‏پذيری بيش از اين جنبش‏های اعتراضی گرديد؟

 

بی‏ترديد لازمه‏ی پاسخ‏گوئی عملی به اوضاع كنونی و به عقب راندن رژيم جمهوری اسلامی از اريكه قدرت را در درجه‏ی نخست می‏توان به ارائه‏ی تحليل واقعی و بنيادی از ماهيت سران حكومت مربوط دانست و در ثانی در اتخاذ سياست‏های عملی كارساز و مقابله‏ای به ارگان‏های سركوبگر نظام در چارچوبه‏ی يك سازمان معين و با برنامه‏ی هدف‏مند توضيح داد. روشن است‏كه هيچ انقلابی را نمی‏توان بدون سياست شفاف و معين و با بكارگيری ابزار متناسب با آن به سر منزل مقصود رساند و دشمن كارگران و زحمت‏كشان را از تاج و تخت‏شان به زير كشيد. انقلاب توده‏ها نيازمند سازمان متشكل و تشكيلات منسجم در برابر ضد انقلاب سازمانيافته می‏باشد؛ ضد انقلابی كه بدليل در دست داشتن تمامی امكانات جامعه، در منكوب نمودن انقلاب و انقلابيون از هيچ تلاشی فروگذاری نمی‏كند؛ ضد انقلابی كه می‏كوشد تا دستگاه‏های سركوب و تفتيش عقايد خود را هر چه بيشتر در برابر انقلاب يك‏دست‏تر و منسجم‏تر نمايد تا مانع‏ی شكل‏گيری سازمان‏های انقلابی و كمونيستی و گسترش مبارزات توده‏ای گردد.

 

واقعيت اين است‏كه چند دهه‏ای‏ست كه سازمان‏های سياسی و كمونيستی ايران با يورش گسترده‏ی رژيم جمهوری اسلامی در دهه‏ی ۶۰ به عقب رانده شده‏اند و بدون كوچك‏ترين ارتباط و دخالت‏گری‏ای‏‏ و آن‏هم در محيط و فضای غير خودی مشغول فعاليت‏‏اند. در مقابل، رژيم جمهوری اسلامی توسط دستگاه‏های رنگارنگ و منسجم سركوب، از تعرض به جنبش‏های اجتماعی – توده‏ای باز نايستاده و هزاران انسان معترض به مناسبات موجود را دستگير و روانه‏ی زندان‏های مخوف خود نموده است. سران حكومت كل جامعه‏ی ايران را به ميدان يكه تازی خود تبديل نموده‏اند و با هر چه علنی‏تر كردن سياست سركوب در صدد به عقب راندن توده‏ها از مطالبات و خواسته‏های ابتدائی‏شان می‏باشند.

نگاهی كوتاه به كاركردهای رژيم جمهوری اسلامی در قبال خواسته‏های به حق توده‏ها، مبين اين حقيقت است‏كه سران حكومت با سياست و روشی به غير از سياست و روش بگير و به بند، شكنجه و اعدام مبارزين، كمونيست‏ها و معترضين هيچ‏گونه قرابتی ندارند. بی دليل نيست كه هزاران تن از مبارزين و كمونيست‏ها را در مقابل چشمان دوستان و خانواده‏های‏شان دستگير نموده و آنانرا بدست جلادان در درون زندان‏ها می‏سپارند. دهه‏هاست كه رژيم جمهوری اسلامی تشكيلات و سازمان‏های تخريب كننده‏ی خود را چون بختك و هيولائی خانمان‏برانداز بزور بر دوش جامعه و ميليون‏ها انسان تحت‏ستم قرار داده است تا در هنگامه و در پس هر مخالفت، اعتراض و خيزشی و بدون كوچك‏ترين تعللی به قلع و قمع آن‏ها بپردازد. روشن است‏كه نظام‏های سرمايه‏داری، سازمان دلخواه‏ و مطلوب خود را در برابر طبقات تحت‏ستم پايه‏ريزی می‏نمايند و به همين اعتبار قادر به ادامه‏ی حياتِ ننگين خويش می‏باشند.

 

علی‏رغم چنين واقعيات تلخ و علی‏رغم حاكم بودن دستگاه‏های عظيم سركوب در جوامع‏ی طبقاتی، در تجربه و در تاريخ انقلابات توده‏ای به اثبات رسيده است‏كه می‏توان در مقابل دشمنان طبقه‏ی كارگر و زحمت‏كشان به پيروزی و رهائی نائل آمد و بساط جانيان بشريت را در هم ريخت؛ به اثبات رسيده است‏كه می‏توان دشمن را علی‏رغم در دست داشتن اهرم‏های مخرب به عقب راند و جامعه را از شر قداره‏بندان و جيره‏خواران‏شان پاك نمود. بی‏ترديد انجام چنين وظيفه‏‏ی خطيری، مستلزم آن است‏كه جنبش روشنفكری و كمونيست‏های صديق داخل ايران، با درس‏گيری از تجارب تا كنونی در برابر رژيم سراپا مسلح، بار ديگر وظايف بنيادی و نوعِ كاری خود را بدور از منفعت‏طلبی‏های فردی  و تجمعات محدود بی‏شكل و شمايل محدود، باز تعريف نمايند و با ارائه‏ی برنامه‏ی انقلابی، پرچم سازمان متناسب با واقعيات را برافرازند و هم‏چنين به امر سازماندهی در برابر دستگاه‏های مخوفِ شناسائی رژيم دقت لازمه و كافی به خرج دهند تا زمينه‏های كشف و سركوبی خود را با كاردانی و درايت تمام خثنی نمايند. روشن است‏كه دشمن در اين زمينه از تجارب بسيار بالائی برخوردار گرديده است و در اين مدت ما شاهد بوده‏ايم كه چگونه جنبش‏های توده‏ای – روشنفكری بدليل حمل سياست‏های غير كارساز و نقيصه‏ی تكراری، از خود هزينه‏های بسيار سنگين و غير جبران ناپذيری را بر جای گذاشته‏اند.

شاهد بوده‏ايم كه چگونه نظام جمهوری اسلامی شاخك‏های اطلاعاتی و مأموران جيره‏خوار متفاوتی را در دل خود پرورش داده است تا هر حركت مبارزاتی پنهانی را كشف و عناصر فعال آنرا دستگير نمايد. جمهوری اسلامی رمز پيروزی و پا بر جائی خود را مديون بی سازمانی و بی تشكلی عناصر مبارز و كمونيست‏ها می‏داند.

بنابراين نشانه‏ی موفقيت و پيروزی جنبش‏های كارگری – توده‏ای، انتخابِ خلاف مسير تا كنونی هزينه‏پرداز می‏باشد. لازم است تا با گذشت نزديك به سه دهه از عمر رژيم، به اين جمع‏بند دست يافت كه جنبش‏های اعتراضی توده‏ها و انقلاب، از اين درد علاج پذير – بی سازمانی - در عذاب است و همين امر مانع‏ی چشم‏اندازهای پيش‏رونده و دگرگونه‏ساز آن گرديده است.

 

بنابراين زمان آن فرا رسيده است تا به مبارزات پراكنده، بی شكل شمايل توده‏ها و روشنفكری خاتمه بخشيد و از انجام فعاليت‏های منفردانه و بی سازمانی اجتناب ورزيد. تجارب سه دهه اعتراضات توده‏های ستم‏ديده عليه‏ی رژيم به سهم خود نشان داده است كه تحركات فردگرايانه، بی‏هدف و بدون سازماندهی دقيق ره بجايی نخواهد برد و دشمن به آسانی آن‏ها را كشف و در آغازين راه و آن‏هم در نطفه خفه خواهد ساخت. بايد دانست كه خثنی نمودن سياست‏های تعقيب و مراقبت و جنگ و گريز رژيم جمهوری اسلامی بدون مسلح شدن به سلاح سازمانی و تشكيلاتی نا ممكن می‏باشد. لازم است تا دستگاه‏های عريض الطويل جانيان را در پرتو كار سازمانيافته و جمعی پاسخ داد و بدين طريق بر ميزان هرينه‏ها كاست. حق مسلم آن است‏كه نظام‏های سرمايه‏داری و ضد انقلاب از ديسپلين قوی و منسجمی در برابر مخالفين خود برخوردارند و در مقابل هم انقلاب و انقلابيون می‏بايست فعاليت‏های سياسی – مبارزاتی خود را در يك سازمان كمونيستی معين و منسجم به پيش ببرند. با اين اوصاف درك عملی اين موضوع و ارائه‏ی شناخت حقيقی از رژيم جمهوری اسلامی و متعاقباً كار بست روش‏های اصولی و كارساز و موثر در برابر ارگان‏های سركوب رژيم بنوبه‏ی خود می‏تواند فضای حاكم را متغيير و گام به گام روحيه‏های مبارزاتی و تعرضی توده‏ها را صد چندان نمايد.

 

می‏دانيم كه رژيم جمهوری اسلامی در اين مدت تجارب بسيار زيادی اندوخته و هار گرديده است. سازمان مخوف و قوی دارد و تا كنون در برابر هيچ خواسته و اعتراضی و بگونه‏ی استراتژيك‏مان پا پس نكشيده است. دون می‏پاشد تا شكار نمايد. هزاران نفر و صدها تجمع را بدين وسيله در نطفه خفه ساخته است. اين سياست را از بر شده است و چندين دهه است كه آويزه‏ی گوش خود قرار داده و بدان كاملاً آگاه‏ست. واقعيت اين است‏كه نظام‏های طبقاتی و سرمايه‏داری از جنبش‏های بدون سازمان و بدون برنامه واهمه‏ای ندارند. ترس و وحشت‏شان از جنبش‏های با برنامه و سازمان‏های دخالت‏گراست. اصرار و تلاش رژيم در آن است تا به هر طريق ممكنه مانع‏ی پاگيری و تجمع عناصر روشنفكر و كمونيست‏های داخل گردد. بنابراين، وقت شفيت كردن از فعاليت‏های فردی به فعاليت‏های آگاه‏گرايانه‏ی جمعی، هدف‏مند، تداوم‏دار و بی‏هزينه می‏باشد. مسير پراكنده، فردی و هزينه‏پرداز فعاليت‏های تا كنونی را بايد به مسير خردمندانه‏ی جمعی سوق داد و دشمن را در كشف و سركوبی نيروهای انقلابی و كمونيستی عقيم ساخت. هنر انقلاب و انقلابيون در آغاز، پای‏بندی عميق به كار گروهی با برنامه و به تبع از آن تلفيق صحيحِ دو شكل مبارزاتی پنهان و آشكار سياسی در عرصه‏ی اجتماع‏ست. پيروزی و ضمانت انقلاب در بستر چنين كاردانی‏ای ممكن‏پذير می‏باشد و حقوق به يغما برده شده‏ی كارگران و زحمت‏كشان در پرتو چنين سياستِ روشنی بازستانی‏ست.

 

بنابراين امروزه انقلاب و جنبش‏های اعتراضی ايران نيازمندِ سازمان پرولتری توأم با عمل انقلابی در برابر ارگان‏های سركوبگر رژيم جمهوری‏ می‏باشد. بدور ريختن روش‏های فردی و بی سرانجام تا كنونی و سمت‏و‏سو دادن فعاليت‏های جمعی با برنامه و متعاقباً سازماندهی دقيق، از ضرورت‏هاست. زمان آن فرا رسيده است تا شاخك‏ها و دستگاه‏های مخوف ضد انقلاب را كه هم‏چون كنه‏ای سمج به صفوف نيروهای روشنفكر و كمونيست‏ها رخنه نموده‏اند را سم‏پاشی نمود و بويائی كُشنده‏ی آنانرا خثنی و در نهايت نابودشان كرد. بدون كمترين شك و شبهه‏ای تفكيك صحيح و سازماندهی متناسب در هر حوزه از فعاليت و آن‏هم در زير چتر سازمان انقلابی و كمونيستی می‏تواند جنبش‏های اعتراضی را از مسير تكراری و هزينه‏پرداز بدر آورد و از عمر بو گرفته‏ی رژيم بكاهد. در يك كلام جنبش‏های انقلابی - اعتراضی نيازمند تشكيلات و سازماندهی‏ست و بدون چنين ابزار مهم و وسيله‏ای نمی‏توان بر وظايف تاريخی خويش جامه‏ی عمل پوشاند و مانع‏ی ضربات تخريب كننده‏ی دشمن گرديد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت   توسط شباهنگ راد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

ظالمان و نابخردان دنیا را به خاک و خون کشیده‏اند و محترم شمردن به حقوق و ارزش‏های انسانی در دنیای خود ساخته‏ی آنان کاملاً بی‏مسما گردیده است. این چه زمانه‏ای است که محروم‏ترین اقشار جامعه می‏بایست آنرا تحمل نمایند و بار این همه مصائب و مشکلات را بدوش کشند.

این زمانه را باید دگرگون ساخت و دنیای نوینی را پایه‏ریزی نمود که در آن انسان‏ها نه بعنوان بردگان و سودآوران مشتی زورمداران، بلکه به مثابه‏ی سازندگان اصلی هر جامعه‏ای قادر گردند تا از تمامی نعمات موجود، برابرگونه بهره جویند.

تربیون شما به دنیایی باور دارد که در آن از ظلم و در بدری انسان‏ها خبری نباشد و همه، جدا از هر رنگ و نژادی، در دنیای برابر، در کنار هم در صلح و آرامش ادامه‏ی حیات دهند.

پاره ای از مقالات گذشته
اهمیت و جایگاه پراتیک بر جنبش‏های اعتراضی
کردستان و "چفخا" (*)
افزوده‏هایی بر موقعیت سیاسی – تشکیلاتی چفخا (آرخا) بعد از ضربه‏ی 60
نگاهی مختصر به موقعیت سیاسی – تشکیلاتی چفخا (آرخا)* بعد از ضریه‏ی سال 60
در حول و حوش گذشته و نگاه به چند شعار!
آنچه ما کردیم (*)
زور و سرکوبِ عریان جزء ذاتی نظام جمهوری اسلامی!
تفاوتِ و تأثیرگذاری دو سیاستُ، دو روش!
جنگ و وظايفِ كمونيست‏ها!
انقلاب توده‏ها نيازمند تشكيلات و سازماندهی‏ست!
چالش‏های مبارزه‏ی ايدئولوژيك در درونِ چپ!
سركوب توده‏ها و راه‏كا‏رها!
كوروش مدرسی، مردم و "حزب حكمتيست"
تفاوت‏های ما
چپ خارج از كشور و چشم‏اندازها
جنبش دانشجوئی و راهكارها!
قهر انقلابی يا قعر انقلابی
سرزنش مردم از جانب «فریبرز سنجری»
نگاه حمید تقوائی پیرامون فراکسیون .....
نکاتی پیرامون بیانیه فراکسیون "اتحاد کمونیسم کارگری"
تغییر در روش و ثمربخشی در مبارزه!
کدام دو اتفاق و دو جنس؟!
توهم و تحریف!
چاره ی کار درچیست؟
نظری بر نوشته ی رفیق "اشرف دهقانی" ...
هزینه های مبارزه’ مسالمت آمیز!
هنر برای هنر یا هنر طبقاتی
چه گوارا قهرمانِ، قهرمانان بود
لزوم پیشاهنگ پرولتری از نگاه رفیق پویان!
سازمانیابی طبقه کارگر در بستر کدام اشکال مبارزاتی؟
آرشیو
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
دی 1384
شهریور 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
آبان 1383
شهریور 1383
خرداد 1383
مهر 1382
شهریور 1382
دی 1378
نام لينك يا وب مورد نظر
سایت منو پالتاک

نام لينك يا وب مورد نظر
سایت وروجاك

پیوندها
آرشیو مارکسیست ها
احمد شاملو
منو پالتاک
خسرو گلسرخی
صمد بهرنگی
سازمان 19 بهمن
ایده نو، دنیای نو
فروغ فرخزاد
نیما یوشیج
وروجک
دگرگونی
چه گوارا
کانون اندیشه
آشتی
آزادی بیان
شاهو
پیام
منو پالتاک
پژواک وین
آرمان خلق
اوانگارد
تئوری و پراتيك انقلابی
گفتگوهای زندان
زنان كارگر
گزارشگران
جنبش سرخ
سایت انعکاس
آرشیو اسناد اپوزیسیون ایران
چپ انقلابی
کمون
ستاره شمال
ئه م روله

آثار چه گوارا
نام لينك يا وب مورد نظر
جنگ پارتیزانی – یک روش ِمبارزه
سرود فيدل
همبستگى با ويتنام
تکنیک و انقلاب
دفاع از دستاوردهای انقلاب
درمان اجتماعی
مفهوم برنامه ریزی سوسیالیستی
مصاحبه چه گوارا با روزنامه نگاران چینی
جهان بینی انقلاب کوبا
بسیج توده ها در مقابل تجاوز
نامه ی "چه" بیک کوشنده جنگ انقلابی
درباره نقش حزب مارکسیستی – لنینیستی
اصول کلی جنگ های چریکی
سخنرانی در نخستین سمینار سازمان همبستگی افریقا و آسیا در الجزیره
انسان و سوسیالیسم در کوبا
نامه ی "چه" به پدر و مادرش پیام به کنفرانس اوسپال ....
خاطرات بولیوی
به یاد کامیلو سیانفیوسکوس
نامه به فیدل کاسترو
نامه چه گوارا به همسر و فرزندانش درباره‏ی طب انقلابی
از نوشته هاى امير پرويز پويان
نام لينك يا وب مورد نظر ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئورى بقاء
خشمگین از امپریالیسم، ترسان از انقلاب
درباره ی صمد
استحاله
بازگشتِ به « ناکُجا‌آباد»
مقالات انتخابی و رسيده
بیم از آن می رود – فریبا مرزبان
مهمان هفته گزارشگران - یوسف زرکار
رنجنامه احسان فتاحيان، فعال سیاسی اعدامی
بیست سال از فروپاشی دیوار برلین گذشت – منو پالتاک
در حاشیه مرگ تراژیک سهیلا .. اسد نودینیان
بیشرمانه ترین توافق هسته ای تاریخ در ابهام – منو پالتاک
نگاه ندا – ع. امید
در ستايش اكتبر - سربلند
سرگردان میان تئوری و واقعیت - سربلند
حمايت دالايي لاما از جنبش سبز – منو پالتاک
اين قطار بوي خون ميدهد – منو پالتاک
محمود احمدي نژاد در نيويورك - منو پالتاک
یاد واره چریک فدایی خلق رفیق یحیی رحیمی – یوسف زرکار
یاد واره چریک فدایی خلق رفیق جلال فتاحی- یوسف زرکار
بازگشايى دانشگاه – منو پالتاک
تظاهراتي كه .. – منو پالتاک
جوان – سیروس کار
بازگشايى دانشگاه – منو پالتاک
تاریخ کمون پاریس – ترجمه بیژن هیرمن پور
از ديگر آدرس ها
گويا
دیدگاه
دنياى ما
بى طرف
گاهنامه سياسى ايران
نشر بيدار
سینمای آزاد
روشنگری
لوموند دپیلماتیک
ایران گلوبال
نگاه
کتاب های فارسی رایگان
پیک ایران

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان