تبليغاتX
تریبون شما - چالش‏های مبارزه‏ی ايدئولوژيك در درونِ چپ!

 

كمونيست‏ها بر خلاف فرهنگ و منطق منفعت طلبان و طبقه‏ی بورژوازی پرچم‏دار و مدافع‏ی پرنسيب‏های اصولی به منظور پيشبرد امر انقلاب عليه‏ی ظالمان‏اند. در حقيقت آنچه اين دو فرهنگ و منطق را از هم در عمل متمايز می‏سازد، پای‏بندی عميق رفتاری و كرداری آنان نسبت به تنش‏های سياسی درونی‏ست. عنصر و سازمان باور به رفع نابرابری‏ها و بی عدالتی‏ها همواره از متد و سياست‏های كمونيستی‏ای پيروی می‏نمايد كه متضمن باز سازی و بار آوری جنبش‏های اجتماعی‏ست. بنابراين تفكيك دو جايگاه، در برخورد با دشمنان توده‏های ستم‏ديده و مخالفين درونی و ردِ عملیِ متدهای رايج و نا صحيح، تفاوت‏ها را هر چه بيشتر عريان‏ ساخته و به تبع از آن بر گستردگی و شكوفائی مبارزات كارگری -  توده‏ای خواهد افزود.

 

می‏دانيم كه دشمنان كارگران و كمونيست‏ها بدليل سرشت و ذات‏شان، هيچ‏گونه حق و حقوقی را برای مخالفين خود قائل نبوده و با تمام وجود به سركوب آنان می‏پردازند. می‏دانيم كه در قاموس و فرهنگِ جاه‏طلبان، منفعت‏طلبان و مدافعين طبقه‏ی بورژوازی التزام به حقوق و ارزش‏های انسانی بی معناست و همه چيز در خدمت به بالائی‏ها قرار می‏گيرد. می‏دانيم كه سياستِ انتخابی حاكمان مغايرتِ كاملی با سياست و منفعت اكثريت آحاد جامعه داشته و از افكار و انديشه‏هایی پيروی می‏نمايند كه متضمن حقوق و منافع‏ی بی‏چون و چرای آنان باشد. امّا در آن سوی طبقه‏ی حاكم و جاه‏طلبان، كمونيست‏های راستين و تحول‏گرائی به صف شده‏اند كه منفعت فردی خود را در منفعتِ طبقه‏ی كارگر، گره زده و دشمنِ افكار سركوبگران در هر لباس‏اند. بدون كمترين شك و شبهه‏ای بايد گفت كه ايدئولوژی ماركسيست – لنينيست‏ها، ايدئولوژی‏ای كه به دنيای حقانيت و آزادی می‏انديشد، با تفكر و منش پايمال كنندگان حقوق اوليه‏ی انسانی سر سازگاری نداشته و كاملاً با آنان مرزبندی دارد.

با اين اوصاف، بايد اين دو منطق و دو فلسفه‏ی متضاد و نا همگون را بطور كامل و دقيق شناخت و در برخورد با دوستان و دشمنانِ قسم‏خورده‏ی كارگران و زحمت‏كشان ملاك خود قرار داد و در درون مبلغ و طرف‏دار اسلوب‏ها و رفتارهای مناسبی بود كه بر آزاد سازی انرژی نيروهای كمونيست می‏افزايد. اتخاذ رفتار و كردار واحد و متعاقباً عدم پای‏بندی اوليه در برخورد با مخالفين و دوستان انقلاب مبين كج فهمی‏ عميق از تعهد به مفوله‏ی دموكراسی درونِ سازمانی و حزبی‏ست. رفتار نا شايست و غير كمونيستی‏ای كه تا كنون هزينه‏های بس جبران ناپذيری را بر دوش جنبش‏های انقلابی بطور عموم و جنبش كمونيستی بطور اخص بر جای گذاشته است. اگر بخواهيم علل در هم ريختگی و نا موفقيتی نيروهای كمونيست را در حوزه‏های متفاوت مورد نگاه و بررسی قرار دهيم، يكی از آن‏ها به عدم درك صحيح آنان از مبارزه‏ی ايدئولوژيك و لگدمال نمودن حقوق مخالفين درونی بر می‏گردد.

 

حقيقتاً كه از نگاهِ كمونيست‏های صديق، مبارزه‏ی ايدئولوژيك درونی از جايگاه ويژه‏ای برخوردار می‏باشد و امروزه عرصه‏ی عملی‏ای كه می‏بايست در خدمتِ به شكوفائی جنبش‏های انقلابی و صيقل بخشيدن به ايده‏های صحيح قرار گيرد، از جانب سازمان‏ها و نيروهای كمونيستی، به ميدان تخريب انسان‏ها، افتراء، بر چسب زدن‏ها و تهمت‏های بناحق تبديل گشته است.

در متون و نوشته‏جات هر يك از اين جريانات و سازمان‏های كمونيستی آمده است‏كه مبارزه‏ی ايدئولوژيك يكی از آن حوزه‏های مهمی‏‏ست كه نقش بس ارزنده‏ای در بازدهی مبارزات توده‏ها ايفاء خواهد نمود. در بندهای درونی و بيرونی هر يك از آنان آمده است‏كه مبارزه‏ی درونی سالم، آن بستری است كه حزب و يا جريان كمونيستی را در زدودن ايده‏های كهن و نافرجام ياری رسانده و پالايش ايده‏ها را صد چندان خواهد نمود. هم‏چنين در همه جا آمده است‏كه كمونيست‏ها بدون تعهد و برسميت شناختن حقوق مخالفين در درون، قادر به بسيج و انسجام توده‏ها نيستند و مسير و روند انقلاب را به دست‏اندازهای هرينه‏پرداز رهنمون خواهند ساخت؛ بنابراين در دنيای طبقاتی و در دينايی كه طبقات و اقشار متفاوت تحت‏ستم در برابر ظالمان، حقوق و هستی سياسی‏شان مورد آماج حملات شديدِ سركوبگران و منفعت‏طلبان قرار می‏گيرد، كار بست دو اسلوب و دو روش متضاد نسبت به دشمنان و دوستان اتقلاب، نقد و بررسی گرايشات متعدد و نافرجام در درون بمنظور سرزندگی، شادابی و زدودن ايده‏های كهن از ضرورت‏هاست و همواره می‏بايست به عنوان سر تيترهای مبارزاتی نيروهای كمونيست قرار گيرد.

 

امّا متأسفانه عليرغم به ثبت رسيدن چنين نفكر سازنده‏ای از جانب بزرگان ماركسيست – لنينيست‏ها بايد تاكيد ورزيد كه نيروهای كمونيستی ايران كمترين تبعيتی از مبارزه‏ی ايدئولوژيك درونی هدف‏مند و تداوم‏دار ننموده و اين عرصه خالی از بار آوری‏هاست. بی اغراق و منصفانه اگر بخواهيم هر صفحه‏ از دفترچه‏ی سياسی احزاب و جريانات ايرانی را در اين حوزه از مبارزه ورق بزنيم، چيزی جز قطع و تخطئه‏ی روندِ تبادل و نظر درونی، ترور شخصيت و تنشنج در آن عايدمان نمی‏گردد. حيثيت و حرمت انسان‏ها بدليل مخالفت با سياست‏های حاكم به لجن مال كشيده می‏شود. ترور شخصيت و تهمت‏های ناروا تمامی ندارد و به دنباله‏ی آن، همه‏ی ابزارها به يدك گرفته می‏شود تا ايده‏ی مخالفين سركوب و دفن گردد. تصويب قطعنامه‏ها و بندهای اساسنامه بمنظور محترم شمردن به حقوق مخالفين در درون احزاب و جريانات كمونيستی، دهه‏هاست كه از كار افتاده است. همه‏ی اين‏ها توسط "صاحبان" ايده‏ی حاكم و هم "باورشان" و آن‏هم در آغازين راه و در لولای درها، خُرد و خمير می‏گردد تا سياست‏های حاكم قادر گردند، در ميدانی بازتر و بگونه‏ی "قوی"تر، "يك‏دست"تر و "منسجم"تر به راه خويش تداوم بخشند!!! تفكری بغايت انحرافی كه نه تنها بر بار انسجام و يگانگی نيافزوده است بلكه بگونه‏ی غير قابل تصوری، ميزان تفرقه‏ها و جدائی‏ها در صفوف نيروهای كمونيستی را شتاب هر چه بيشتری بخشيده و بخش اعظمی از انرژی‏ها را بهدر داده است. به واقع افكار عقب مانده و ريزش‏زائی كه به عدم فهم صحيح مفوله‏ی دموكراسی ربط داشته و به اين سازمان و آن حزب خلاصه نمی‏گردد و متأسفانه همه بدان مبتلا می‏باشند.

 

براستی سئوال اين است‏كه چرا جنبش كمونيستی ايران به چنين وضعيت اسف‏باری دچار گرديده است و قادر به برون رفت از اين چاله‏ی عميق و بو گرفته نيست؟ چرا از جاری شدن سالم بحث‏ها و شفافيت بخشيدن ايده‏‏ها به منظور انسجام در درون ممانعت بعمل می‏آيد و از همان آغاز، به تنش‏های بنابجا و به تنگی فضا و سر انجام به جدائی‏ها منجر می‏گردد؟ چرا "رهبريت" هر جريانی به عنوان "مدبران" و "سازمان‏دهندگان" مبارزه‏ی ايدئولوژيك، صلاحيت سمت‏و‏سو دادن پائين‏ترين بحث‏ها و تفاوت‏های نظری را ندارند و در اين عرصه از مبارزه بسيار ناتوان و ضعيف‏اند؟ و بالاخره چرا خود آنان در به بن‏بست كشاندن مبارزه‏ی ايدئولوژيك نقش كليدی ايفاء می‏نمايند و در تلاش‏اند تا به هر وسيله‏ی ممكنه، منفعتِ خالص سياسی خود را بزور به ديگران حقنه نمايند؟

 

بی‏گمان دلائل گوناگونی را می‏توان در پاسخ به سئوالات فوق مربوط دانست؛ امّا اگر بخواهيم علل چنين اوضاعِ باز دارنده و غير موثر را در يك كلام به تصوير در آوريم، می‏توان اشاره نمود كه اساساً بروز چنين رخدادهای نا صحيح و نا سالم، ريشه در منفعتی دارد كه با منفعت و مصالح‏ی طبقه‏ی كارگر در تضادِ كامل قرار گرفته و مانع‏ی يگانگی و اتحاد در صفوف جنبش‏های انقلابی و نيروهای كمونيست می‏باشد. متأسفانه بايد گفت كه دهه‏هاست كه چنين تفكر بغايت انحرافی و منميت‏گونه بر جنبش كمونيستی ايران تسلط يافته است و دست بالا را دارد. بی دليل نيست كه كميتِ احزاب و جريانات كمونيستی روز به روز كاهش می‏يابد و آنانرا به فرقه‏های چند نفره و به خانواده‏های مقدس تبديل نموده است.

 

مرور كوتاه و منصفانه به رفتار و كاركردِ نيروهای كمونيست در اين حوزه، سند زنده‏ای بر اين مدعاست. واقعيت اين است‏كه هيچ كنترل و هدايتِ سالمی بر اين روندِ بی سرانجام وجود ندارد و مملو از خطاها و نارسائی‏هاست. تجارب بسيار ناگوار و تلخی را در درون شاهد بوده‏ايم و ديده‏ايم كه گشودن پرونده‏ی مخالفت از جانب هر كس و با هر مقّام و منصبی در درون، به معنای بسته شدن كارنامه‏ی فعاليت‏های سياسی درون سازمانی و حزبی‏ست. با قاطعيت تمام می‏توان گفت كه ما نمودها و روندهائی را در درون جنبش كمونيستی، در يكی دو دهه‏ی اخير سراغ نداريم كه قادر گرديده باشد تا از جاده‏ی مبارزه‏ی ايدئولوژيك، سربلند و سرافراز بيرون بدر آيد. به همان ميزانی كه ما شاهد تنوع نظرات در ميان نيروهای روشنفكر و كمونيست‏های ايرانی می‏باشيم، به ميزانی وسيع‏تر از آن، شاهد روش‏های تخريبی، رمنده، بی حرمتی نسبت به مخالفين درونی‏ايم.

در چنين چارچوبه‏ و حقيقتی مشاهده می‏نمائيم كه بندهای قطعنامه و اساسنامه، يك‏سويه مورد تحريف قرار می‏گيرد و ماده‏های به "روز" شده و بدون مشورت جمعی، جايگزين آن‏ها می‏گردد تا سياستِ جاه‏طلبان، شكل "قانونی"، "رسمی" و "جمعی" به خود به گيرد. مرضی‏ست كه بر افكار همه نهادينه شده است. عموميت دارد و همه‏ی گردانندگان و "رهبران" اين بخش از مبارزه – ايدئولوژيك - بدان آغشته‏اند. شاهد بوده‏ايم كه قلم و شخصيت مخالفين "رهبريت" در درون، توسط اين و آن سركوب و لگدمال ‏گرديده و به موازات آن‏ها تربيت سياسی – تشكيلاتی در جهت و در خدمت به سازندگی و شكوفائی نيست. كسی مجاز به برخورد و عبور از خطوط، باكس‏ها و حصارهای "قرمز" و تعيين شده‏ی "ليدر"ها و "رهبر"ان نيست. در منطق آنان حرف اوّل و آخر را كسانی خواهند زد كه به مانند آنان بی‏انديشند و مبلغ خواسته‏ها و تمايلات سياسی آنان باشند. بی مورد و ناباورانه از تعدد نظرات در درون سخن می‏گويند؛ بی جا از حقوق مخالفين و پذيرش نظر اقليت دم می‏زنند؛ غير متعهدانه صفحات سفيد را با كلماتی همچون احترام به حقوق و ايده‏های متضادِ درونی، سياه می‏نمايند؛ آنان كمترين باوری بدان‏ها ندارند و در عمل كاری دگر می‏كنند. واقعيت اين است‏كه كسانی از دموكراسی تعريف شده‏ی "رهبريت" بهره‏مند خواهند گرديد كه قلم‏های‏شان در جهت منفعت شخصی و انديشه‏های خالص سياسی آنان به گردش در آيد.

 

به جدال‏های درونی معتقدين به "دموكراسی" درونِ سازمانی و گروهی نگاهی بی‏اندازيم. به الفاظ بكار گرفته شده‏، كمی تعمق كنيم. به غير از آن است‏كه مخالفين خود را بناحق و وقيحانه به وزارت اطلاعات رژيم منفور جمهوری اسلامی نسبت می‏دهند؟ به غير از آن است‏كه آنانرا "بريده"، "رفيقان نيمه راه"، كسانی كه به دنبال "شغل شريف خوداند" مورد خطاب قرار می‏دهند؟ به غير از آن است‏كه همواره افكار خود را بی نقص و عيب قلمداد نموده و مبلغ سياست‏های ديكتاتور منشانه در درون می‏باشند؟ همه‏ی اين كلام و احكام را ما متأسفانه داريم از جانب مدعيان برقراری جامعه‏ی كمونيستی می‏شنويم و می‏خوانيم. روش‏هايی كه كمترين خوانائی‏ای با منش و بنيان‏های فكری ماركسيست – لنينيست‏های دگرگونه‏ساز ندارد. نيروهای كمونيستی ايران در چنين حال و هوائی قرار دارند و به همين دليل روشن، قادر به جمع‏آوری و جذب نيرو نيستند. هنگامی‏كه نيرو و يا تفكری از پای‏بندی و تعهد به قواعد اوليه‏ی مبارزه درونی سر باز می‏زند و علناً ميدان‏دار انديشه و متدهای تخريبی و تفرقه‏انگيز ا‏ست، هرگز قادر نخواهد گرديد تا گام‏های مثبت و با ارزنده‏ای را در جهت آزاد سازی انرژی‏ها و پالايش فكری جنبش‏های انقلابی بر دارد.

 

بدون شك آن افكار و منشی زمينه‏های شكوفائی و بالندگی را در صفوف جنبش‏های انقلابی و نيروهای كمونيستی فراهم خواهد نمود كه در آغاز، خود، مسلح به آرمان‏های كمونيستی و وفادار به اسلوب‏های صحيح در عرصه‏ی مبارزه‏ی ايدئولوژيكِ درونی باشد. پراتيك تا كنونی سازمان‏ها نشان داده است ‏كه آنان فاقد پتانسيل اوليه و لازمه‏ نسبت به مخالفين درونی خود می‏باشند؛ نياز به خانه تكانی دارند و به عبارت دقيق‏تر نيازمندِ از خود گذشتگی منفعتی‏ست.

بنابراين لازم است تا نيروهای كمونيست ايران فارغ از هر گونه فرقه‏گرائی و منميت سياسی، درهای مبارزه‏ی سياسی و ايدئولوژيك سالم را به گُشايند و ميدان را هر چه بيشتر و وسيع‏تر و بدون چشم‏داشت‏های شخصی – گروهی بمنظور دستيابی به اتحاد و يگانگی فراهم نمايند. بايد دانست كه بدون رعايت كامل دموكراسی در درون، نيروهای انقلابی و كمونيست از انجام وظايف خود باز خواهند ماند و شكاف و چالش‏های مبارزه‏ی ايدئولوژيك را عميق‏تر خواهند نمود. دگرگونی اين شفيت و سيكل و به غلتك انداختن آن به مسير اصلی و سازنده، از اولويت‏هاست و تنها در چنين روند و پروسه‏ای‏ست كه می‏توان دامنه‏ی انحرافات را محدود و بر تشتت و پراكندگی فائق آمد.

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت   توسط شباهنگ راد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

ظالمان و نابخردان دنیا را به خاک و خون کشیده‏اند و محترم شمردن به حقوق و ارزش‏های انسانی در دنیای خود ساخته‏ی آنان کاملاً بی‏مسما گردیده است. این چه زمانه‏ای است که محروم‏ترین اقشار جامعه می‏بایست آنرا تحمل نمایند و بار این همه مصائب و مشکلات را بدوش کشند.

این زمانه را باید دگرگون ساخت و دنیای نوینی را پایه‏ریزی نمود که در آن انسان‏ها نه بعنوان بردگان و سودآوران مشتی زورمداران، بلکه به مثابه‏ی سازندگان اصلی هر جامعه‏ای قادر گردند تا از تمامی نعمات موجود، برابرگونه بهره جویند.

تربیون شما به دنیایی باور دارد که در آن از ظلم و در بدری انسان‏ها خبری نباشد و همه، جدا از هر رنگ و نژادی، در دنیای برابر، در کنار هم در صلح و آرامش ادامه‏ی حیات دهند.

پاره ای از مقالات گذشته
اهمیت و جایگاه پراتیک بر جنبش‏های اعتراضی
کردستان و "چفخا" (*)
افزوده‏هایی بر موقعیت سیاسی – تشکیلاتی چفخا (آرخا) بعد از ضربه‏ی 60
نگاهی مختصر به موقعیت سیاسی – تشکیلاتی چفخا (آرخا)* بعد از ضریه‏ی سال 60
در حول و حوش گذشته و نگاه به چند شعار!
آنچه ما کردیم (*)
زور و سرکوبِ عریان جزء ذاتی نظام جمهوری اسلامی!
تفاوتِ و تأثیرگذاری دو سیاستُ، دو روش!
جنگ و وظايفِ كمونيست‏ها!
انقلاب توده‏ها نيازمند تشكيلات و سازماندهی‏ست!
چالش‏های مبارزه‏ی ايدئولوژيك در درونِ چپ!
سركوب توده‏ها و راه‏كا‏رها!
كوروش مدرسی، مردم و "حزب حكمتيست"
تفاوت‏های ما
چپ خارج از كشور و چشم‏اندازها
جنبش دانشجوئی و راهكارها!
قهر انقلابی يا قعر انقلابی
سرزنش مردم از جانب «فریبرز سنجری»
نگاه حمید تقوائی پیرامون فراکسیون .....
نکاتی پیرامون بیانیه فراکسیون "اتحاد کمونیسم کارگری"
تغییر در روش و ثمربخشی در مبارزه!
کدام دو اتفاق و دو جنس؟!
توهم و تحریف!
چاره ی کار درچیست؟
نظری بر نوشته ی رفیق "اشرف دهقانی" ...
هزینه های مبارزه’ مسالمت آمیز!
هنر برای هنر یا هنر طبقاتی
چه گوارا قهرمانِ، قهرمانان بود
لزوم پیشاهنگ پرولتری از نگاه رفیق پویان!
سازمانیابی طبقه کارگر در بستر کدام اشکال مبارزاتی؟
آرشیو
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
دی 1384
شهریور 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
آبان 1383
شهریور 1383
خرداد 1383
مهر 1382
شهریور 1382
دی 1378
نام لينك يا وب مورد نظر
سایت منو پالتاک

نام لينك يا وب مورد نظر
سایت وروجاك

پیوندها
آرشیو مارکسیست ها
احمد شاملو
منو پالتاک
خسرو گلسرخی
صمد بهرنگی
سازمان 19 بهمن
ایده نو، دنیای نو
فروغ فرخزاد
نیما یوشیج
وروجک
دگرگونی
چه گوارا
کانون اندیشه
آشتی
آزادی بیان
شاهو
پیام
منو پالتاک
پژواک وین
آرمان خلق
اوانگارد
تئوری و پراتيك انقلابی
گفتگوهای زندان
زنان كارگر
گزارشگران
جنبش سرخ
سایت انعکاس
آرشیو اسناد اپوزیسیون ایران
چپ انقلابی
کمون
ستاره شمال
ئه م روله

آثار چه گوارا
نام لينك يا وب مورد نظر
جنگ پارتیزانی – یک روش ِمبارزه
سرود فيدل
همبستگى با ويتنام
تکنیک و انقلاب
دفاع از دستاوردهای انقلاب
درمان اجتماعی
مفهوم برنامه ریزی سوسیالیستی
مصاحبه چه گوارا با روزنامه نگاران چینی
جهان بینی انقلاب کوبا
بسیج توده ها در مقابل تجاوز
نامه ی "چه" بیک کوشنده جنگ انقلابی
درباره نقش حزب مارکسیستی – لنینیستی
اصول کلی جنگ های چریکی
سخنرانی در نخستین سمینار سازمان همبستگی افریقا و آسیا در الجزیره
انسان و سوسیالیسم در کوبا
نامه ی "چه" به پدر و مادرش پیام به کنفرانس اوسپال ....
خاطرات بولیوی
به یاد کامیلو سیانفیوسکوس
نامه به فیدل کاسترو
نامه چه گوارا به همسر و فرزندانش درباره‏ی طب انقلابی
از نوشته هاى امير پرويز پويان
نام لينك يا وب مورد نظر ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئورى بقاء
خشمگین از امپریالیسم، ترسان از انقلاب
درباره ی صمد
استحاله
بازگشتِ به « ناکُجا‌آباد»
مقالات انتخابی و رسيده
رنجنامه احسان فتاحيان، فعال سیاسی اعدامی
بیست سال از فروپاشی دیوار برلین گذشت – منو پالتاک
در حاشیه مرگ تراژیک سهیلا .. اسد نودینیان
بیشرمانه ترین توافق هسته ای تاریخ در ابهام – منو پالتاک
نگاه ندا – ع. امید
در ستايش اكتبر - سربلند
سرگردان میان تئوری و واقعیت - سربلند
حمايت دالايي لاما از جنبش سبز – منو پالتاک
اين قطار بوي خون ميدهد – منو پالتاک
محمود احمدي نژاد در نيويورك - منو پالتاک
یاد واره چریک فدایی خلق رفیق یحیی رحیمی – یوسف زرکار
یاد واره چریک فدایی خلق رفیق جلال فتاحی- یوسف زرکار
بازگشايى دانشگاه – منو پالتاک
تظاهراتي كه .. – منو پالتاک
جوان – سیروس کار
بازگشايى دانشگاه – منو پالتاک
تاریخ کمون پاریس – ترجمه بیژن هیرمن پور
از ديگر آدرس ها
گويا
دیدگاه
دنياى ما
بى طرف
گاهنامه سياسى ايران
نشر بيدار
سینمای آزاد
روشنگری
لوموند دپیلماتیک
ایران گلوبال
نگاه
کتاب های فارسی رایگان
پیک ایران

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان