![]() |
|
![]() |
|
قریباً دو دهه است که جنبش کمونیستی ایران، از رابطه ی مستقیم و تنگاتنگ با جنبش های اعتراضی - اجتماعی داخل جامعه در رنج است. فقدان این ارتباط طولانی بمراتب تأثیرات منفی خود را در رشد، آگاهی و بالندگی مبارزات کارگران و زحمتکشان بر بر جای گذاشته است. سالهای مدیدی است که توده های ستم دیده، علیرغم عدم حضور سازمان های چپ اتقلابی، یکه و تنها در احاطه ی گُرگان سرمایه، به خیابان ها ریخته، بر علیه ی ارگان های سرکوب رژیم بمقابله برخاسته، دست به اعتراض زده، دستگیری و شکنجه را بجان می خرند و با قامتی استوار، پس از دو دهه و نیم حاکمیت رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی، به مبارزات خویش ادامه داده و می دهند. سئوال این است که چرا چپ انقلابی به چنین درد بی درمانی دچار گردیده است و راهکارهای برون رفت از آن را چگونه می بیند؟ واقعیت این است که جنبش کمونیستی ایران که با حرکت انقلابی رزمندگان سیاهکل تولدی دوباره یافت، در دوران اعتراضات وسیع و گسترده ی توده ها در سال های ۵۶ و ۵۷ بدلیل فقدان تجربه ی لامه و کافی نتوانست، بار تحولات عظیمی که در صحن جامعه بوقوع پیوسته است را، بدوش کشد. دفاع و حمایت بی شائبه ی یکی از وسیع ترین نیروی چپ «سازمان چریکهای فدائی خلق»، از رژیم جمهوری اسلامی از یکسو و فقدان تدارک لازمه و سازماندهی مناسب، از طرف تعداد انگشت شمار از دیگر جریاناتی که رژیم جمهوری اسلامی را، ادامه دهنده ی سیاست های رژیم گذشته ارزیابی می نمودند، از سوی دیگر باعث گردیده است تا جمهوری اسلامی به پاس ارگان های سرکوب دست نخورده ی بورژوازی وابسته، حاکمیت و منافع ی امپریالیست ها در ایران را پا برجا نگه دارد. بنابراین چه چپ دنباله رو رژیم و چه چپ مرزبندی نموده با رژیم جمهوری اسلامی در یک یورش وسیع و سازمانیافته و خشن، بطور همزمان به کنار پرتاب گردیدند. جنبش چپ انقلابی به بیرون رانده شد و زندگی در تبعید را انتخاب نموده است و بمرور زمان انتخاب "اجباری" به انتخاب "آگاهانه" و "داوطلبانه" تبدیل گردیده است. طرح و تلاش بمنظور تغییر شرایط در برنامه های هیچیک از سازمانهای انقلابی در خارج از کشور نمایان نمی باشد. بی تردید باید آگاه بود که فعالیت های افشاگرایانه بر علیه ی رژیم جمهوری اسلامی و مبارزه ی حمایتی تشکلات، جریانات و سازمان های چپ انقلابی از اعتراضات توده ای در خارج از کشور، نه تنها، بی ارزش نمی باشد، ولی همه ی کار نیست و جنبش های اعتراضی اجتماعی توده ها، نیازمند وظیفه ای بمراتب فراتر از آنچه از سوی سازمان ها صورت می گیرد را، بطور عملی می طلبد. واقعیت این است که اگر چه چپ انقلابی در خارج از کشور، تلاش های گوناگونی را بنابه باورهای خویش انجام داده است تا به معضلات کنونی پاسخ دهد؛ امّا همچنان سر در گم و ندانم کار است. تقلاهای گوناگونی را بمنظور رفع بحران و پراکندگی در دستور کار خویش قرار داده است و هر یک از این جریانات، اندر باب مزایا و آینده ی روشن!!! آن، هزاران صفحه کاغذ سیاه نموده اند و سمینارها و وحدت هایی را سازمان داده اند. امّا نگاه به نتایج حاصله از آنها چیزی جز توهم پراکنی، یأس و نا امیدی را بدنبال نداشته و بر سیاست زدگی و به پراکندگی هر چه بیشتری دامن زده است. براه اندازی "اتحاد چپ کارگری" که جریانات تشکیل دهنده ی آنها دائماً در تبلیغات خود بر این امر تاکید داشتند که اتحاد کنونی پاسخگوی ضرورت های فعلی جنبش می باشد و یا سازمان های گرد آمده در "اتحاد انقلابی نیروهای کمونیست و چپ ایران" که باورشان بر این پایه استوار بوده و است، که اتحاد کنونی و تجمع حول پلاتفرم سیاسی شان، باعث خواهد گردید تا نیروهای هر چه بیشتری، از نظر عملی در مصاف با جمهوری اسلامی آزاد گردند و انرژی جنبش چپ در مصاف با نیروهای ضد انقلابی ای همچون سلطنت طلبان کانالیزه خواهد گردید، از جمله کارزارهای تبلیغاتی بی مورد و بی هدفی بوده و می باشد که از سوی بخشاً نیروهای کمونیست بکار گرفته شده است. امّا بعد از گذشت زمان و با نگاهی بیطرفانه، به تجارب بر جای مانده و اعمال بدون تعمق جریانات متشکله در اینگونه اتحادها، این واقعیات را به اثبات می رساند که چنین گردآمدن هایی، اساساً برای مصارف داخلی بکار آمده و یاری رسان جنبش های اعتراضی در داخل ایران نمی باشد. تجربه ی تا کنونی اینگونه اتحادهای بدون چشم انداز، کور و فاقد ارائه ی راه های عملی نشان داده است که نه تنها اتخاذ چنین سیاست های ناروشن و بی محتوا حلال مشکلات نیست، بلکه باعث خواهد گردید تا نیروی هر چه بیشتری بهرز رود. براه اندازی چنین سر و صداهایی بمانند شلیک بدون هدف می باشد. سازمان مدعی مدافع ی کارگران و زحمتکشان باید از تجربه ی دو دهه ی گذشته خویش در خارج از کشور بدرستی بی آموزد و در این رابطه نقش و جایگاه خویش را باز شناسد و از چارچوبه ی محیطی که سال هاست که خود را در آن محبوس نموده است، بگونه ی انقلابی بیرون کشد. توهم پراکنی و چشم اندازهای کاذب را با صراحت کمونیست های واقعی بکنار نهد و از بیان اینکه دوره، دوره ی "نهایی"، "قطعی"، "پایانی" رژیم جمهوری اسلامی و امثالهم که در بحبوحه تظاهرات دانشجویی – توده ای بخورد مردم داده می شود، دوری جوید. طرح چنین ایده هایی، جز توهم پراکنی، به انحراف کشاندن مبارزات توده ها و نه شناختن واقعیات درونی جامعه و یا بعبارتی گوشت دم توپ قرار دادن توده های ستم دیده بر علیه ی بی عدالتی های حاکم بر جامعه معنا و مفهوم نمی یابد. تشویق مردم به ریختن در خیابان ها، برای بازستانی مطالبات شان و ارائه ی رهنمودهای غیر مسئولانه به کارگران، که "مجامع عمومی" کارگری خویش را، بدور از نهادهای کارگری وابسته به رژیم در محیط های تولیدی تشکیل دهند، نشانه ی اوج بی مسئولیتی و پشت پازدن به مفاهیم اولیه مارکسیست – لنینیست ها - که همواره از سوی جناح های متفاوت "حزب کمونیست کارگری" ایران، طرح می گردد -، می باشد. شرایط کنونی حکم می کند تا سازمان های چپ در درون جنبش کمونیستی، نقبی بر فعالیت های تا کنونی خویش در خارج از کشور زده و تلاش ورزند تا بمنظور درس گیری از گذشته ی مبارزاتی خویش، نقصان های کار را با کاردانی آغازاً برشمارند و سپس در جهت رفع آنها گام های عملی بردارند. بی تردید مرور و نگاه به عقب بگونه ی عمیق و واقعی، زمینه های بهترِ کار را فراهم خواهد ساخت و هر جریان سیاسی با کاربست این متد، قادر خواهد گردید تا نیروهای خود را درجهت وصل به پایگاه جامعه سامان بخشد و نقش مطلوب تری را در پیشبرد امر فعالیتی خویش ایفاء نماید. اگر هر جنبشی، نیازمند تئوری انقلابی است و به تبع از آن متحقق نمودن هر تئوری ای، محتاج به نیروی مادی است، بنابراین باید در ابتدا هر سازمان سیاسی، پوسته ی سکتاریستی اش را شکسته و اساساً، نه به منافع ی گروهی و سازمانی خویش، بلکه به سامان بخشیدن مبارزات توده ها بی اندیشد. بدین جهت لازم و ضروری است، تا یکبار دیگر تمامی نیروهای چپ انقلابی، بجای وحدت های بی سرانجام، نیازهای کنونی جنبش های اعتراضی را در یابند و تلاش ورزند تا زمینه های وصل را هر چه سریع تر فراهم سازند. عدم تلاش بمنظور حضور در جامعه، جنبش را بدست نیروهای مرتجعی خواهد سپرد که از قبل، نتایج آن مشخص می باشد. سرپوش گذاشتن بر توانایی ها و قدرت واقعی توده ها، باعث می گردد تا نگاه ها به بالا خیره شود و به دنبال "ناجی" یانی باشند تا شرایط را به نفع توده ها تغییر دهند!!!! باید دانست که تغییر فضای مملو از دیکتاتوری و خفقاق حاکم بر جامعه منوط به تعرض، جسارت، فداکاری و برش انقلابی است. شرایط کنونی و وجود تغییر و تحولات در سطح جهانی و منطقه، وظیفه ی بس سنگینی را بر دوش کمونیست های راستین قرار داده است؛ وظیفه ای که باید در چند جبهه و آن هم بطور هم زمان در دستور کار قرار گیرد. واقعیت این است که جنبش های اعتراضی - اجتماعی در داخل کشور، جنبش های بدون جهت، بدون برنامه ی هدفمند و روشن و در یک کلام جنبش تنهاست. جنبش تنها ره به جایی نخواهد برد و سازمان های متشکله ی چپ انقلابی، باید و می بایست با ارتباط نزدیک و در هم آمیخته با توده ها، نقش خویش را در هر سطحی که خود بدان باور دارند، ایفاء نمایند. بیش از دو دهه است که نیروهای چپ انقلابی زندگی در تبعید را پیشه ی خود ساخته اند. وظیفه ی تاریخی حکم می کند تا این واقعیات را به شیوه ی اصولی و بدور از در غلطیدن به سکتاریسم، بازگو و راه های عملی برون رفت از آن را، پیشه ی خود سازند. متوهم نبود و تلاش ورزید تا هم خود و هم دیگران را از سر در گمی به در آورد. شرایط فعلی حکم می کند تا نیروهای متشکله ی چپ انقلابی، بجای مجادله ی نظریِ بدون هدف و اتحادهای بی سرانجام و متأثر از جنبش های راست روانه، راه های عملی ای را، در زمینه ی ارتباطات و امکانات سازی، بمنظور برون رفت از وضعیت کنونی در مقابل خود قرار دهند. باید تمامی انرژی و سازماندهی در جهت وصل به پایگاههای اجتماعی، حضور در میادین اعتراضی ای که در اقصی نقاط ایران ما شاهد آنیم، کانالیزه گردد. بدون حضور فعال و ارتباط دائم با جنبش های اعتراضی، قادر نخواهیم بود تا نقش خویش را بدرستی ایفاء نمائیم و همچنان به عنوان یک سازمان انقلابی بدون وظیفه ی عملی، به حیات بی سرانجام خویش ادامه خواهیم داد که بی تردید، تداوم چنین نگرشی در تقابل با کمونیست های راستین قرار خواهد گرفت.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم دی 1384ساعت توسط شباهنگ راد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ظالمان و نابخردان دنیا را به خاک و خون کشیدهاند و محترم شمردن به حقوق و ارزشهای انسانی در دنیای خود ساختهی آنان کاملاً بیمسما گردیده است. این چه زمانهای است که محرومترین اقشار جامعه میبایست آنرا تحمل نمایند و بار این همه مصائب و مشکلات را بدوش کشند.
این زمانه را باید دگرگون ساخت و دنیای نوینی را پایهریزی نمود که در آن انسانها نه بعنوان بردگان و سودآوران مشتی زورمداران، بلکه به مثابهی سازندگان اصلی هر جامعهای قادر گردند تا از تمامی نعمات موجود، برابرگونه بهره جویند. تربیون شما به دنیایی باور دارد که در آن از ظلم و در بدری انسانها خبری نباشد و همه، جدا از هر رنگ و نژادی، در دنیای برابر، در کنار هم در صلح و آرامش ادامهی حیات دهند. |
|