![]() |
|
![]() |
|
وطن نمی شناخت. پرواز را دوست می داشت و هر جا که ظلم و ستم بود، خود را در کنار ستم دیدگان می دید و همگام با آنان علیه ظالمان بپا می خاست. انسان آزاده ای بود که برای کسب آزادی و رهائی می جنگید. آنچه را که می آموخت، بکار می بست و آنچه را که بکار می بست، می آموخت. انقلابی کبیری که در دل میلیون ها انسانِِ 5 قاره ی جهان ریشه دوانیده و اگر چه جسم اش همراه آنان نیست؛ امّا ایده های اش، منش، خصال و رفتار انسانی اش گام بگام در کنار آنان می باشد. انسانی که معلّم شجاعت، ایثارگری و فداکاری بوده است و بجرات می توان گفت که جنبش کمونیستی جهان، چنین افرادی را کمتر بخود دیده است. او "ارنستو چه گوارا" بود. کمتر کسی است که نام وی را نه شنیده باشد و یا آوازهء جان فشانی هایش را نخوانده باشد و یا نقش وی را در پیشبرد امر انقلاب کوبا نداند. زندگی اش سراسر مشحون از شور مبارزاتی، عشق به کارگران و زحمتکشان و تنفر از سرمایه داران جهانخوار بود. خواهان رهائی همهء استثمار شوندگان از زیر یوغ استثمار کنندگان بود. انقلاب در یک کشور را به عنوان وظیفهء تمام شدنی خود تلقی نمی نمود و قصد داشت تا چند انقلاب دیگر و یا بعبارتی واقعی تر "چندین ویتنام دیگر بر پا کند". با اعتقاد به چنین تفکری بعد از به سرانجام رسیدن انقلاب کوبا و سرنگونی حکومت باتیستا، راهی دیاری دیگر شد تا به وظیفه انترناسیونالیستی اش عمل نماید. ارنستو چه گوارا، در ۱۴ ژوئن ۱۹۲۸ در آرژانتین بدنیا آمد و در دوران نوجوانی اش به مطالعهء آثار مارکس، انگلس و لنین پرداخت. بموازات مطالعه آثار مارکسیستی به امریکای لاتین سفر نمود و از نزدیک با دردها و مشکلات مردم محروم آشنا شد. سفر به دیگر مناطق و آشنائی با هزاران مصائب کمرشکن توده ها، او را هر چه بیشتر نسبت به حقانیت ایده های مارکسیستی مصمم تر می ساخت تا بالاخره در اواسط ۱۹۵۰ در مکزیک هنگامیکه ۲۲ ساله بود به جنبش ۲۶ جولای تحت رهبری فیدل کاسترو پیوست. در سال ۱۹۵۶ به جنبش چریکی پیوست و از جمله افرادی بود که بوسیله ی قایقی بنام "گرانما" به قصد برپائی جنگ چریکی از کوه های "سیرا ماسترا" وارد کوبا شد. یک سال بعد – ۱۹۵۷ – رسماً فرماندهی نظامی چریکها را بعهده گرفت و ظرف مدت کوتاهی – در سال ۱۹۵۹ – حکومت باتیستا توسط "چه گوارا" و دیگر یاران اش در کوبا سرنگون می شود و پرچم کارگران و زحمتکشان به اهتزاز در می آید و وی چند سال عهده دار پست هایی همچون ریاست بانک ملی و وزارت صنایع بود. "چه گوارا" علیرغم داشتن پست های کلیدی و حساس و علیرغم توصیه های همرزمان کوبائی اش برای باقی ماندن در آن کشور، وظیفهء خود را تمام شده تلقی ننموده و بار سفر به دیاری دیگر بست. اعتقاد داشت که خلق های دیگری هستند که می بایست بیاری شان شتافت و آنانرا از زیر یوغ دیکتاتورهای خشن و بیرحم رها ساخت. بر اساس چنین اعتقاد و باوری، "چه گوارا" با کناره گیری از همهء مسئولیت ها و پست های دولتی اش برای کاسترو نوشت که: "دیگر ملل جهان یاری نه چندان مهم مرا طلب می کنند. من نمی توانم دست به کاری بزنم که از تو به سبب تصدی پست ریاست جمهوری کوبا دریغ می شود. برای ما زمان عزیمت فرا رسیده است. من ایمانی را که تو به من آموختی، روح انقلابی خلقم را، احساس انجام مقدس ترین وظایف نبرد بر ضد امپریالیسم در هر نقطه که ممکن است را با خود به جبهه های جنگی تازه می برم" و بدین سان زندگی سیاسی جدیدی را با انبانی از تجربه جنگ های چریکی در کوبا که در نهایت منجر به تسخیر قدرت سیاسی گردید، را آغاز نمود و به کنگو و سپس به بولیوی سفر نمود و آغازگر جنگی دیگر شد که سرانجام در یک درگیری نابرابر با دشمن، زخمی و زنده اسیر می گردد و در سن ۳۹ سالگی در ناحیه "نتا کروز" بولیوی، قلب پر از عشق اش به خلق، توسط سرکوبگران بولیوی آماج قرار می گیرد و از طپش باز می ایستد. دشمن، قلب "چه گوارا" ی کبیر را نشانه گرفت و آنرا از حرکت باز داشت، امّا راهش، آرمان اش و اعمال اش بعد از ۴ دهه همچون خنجری بر مغز علیل سرمایه داران سنگینی می کند و "چه گوارا" در همه جا با محرومان است. دشمن زبون تلاش بسیاری را از خود بخرج داده است تا نام "چه گوارا" را از اذهان عموم محو سازد. جسدش را دولتمردان وابسته بدروغ هنگامیکه برادرش به قصد شناسائی، به بولیوی سفر کرده بود، اعلام نمودند که آنرا سوزاندند، تا بخیال خام خویش بتوانند از محبوبیت و آوازه ی وی بکاهند؛ امّا آنچه در صندوقچهء پر از کین مردمان محروم جهان، علیه سرمایه داران جای گرفته و تا ابد باقی خواهد ماند، ایستادگی و مرگ شجاعانه اش در مقابل ارگانهای سرکوبگر امپریالیسم بوده و می باشد. از آنزمان به بعد نه مردم بولیوی، بلکه تمامی خلق های ستمدیده دنیا، بیاد اسطوره جهانی، عکس و ایده های "چه گوارا" را در هر کوی و برزنی علیه بانیان دنیای کنونی در دست گرفته و یاد و راهش را گرامی می دارند و همواره شعار سر می دهند که "چه" نه تنها نمرده است، بلکه همواره در دل ها زنده و زنده خواهد ماند. براستی که "چه"، آگاهانه و قهرمانانه راهش را انتخاب نمود و تا آخرین لحظات زندگی اش، علیرغم بیماری شدید آسم، به کارگران و زحمتکشان وفادار ماند و هر ساله مردم سراسر دنیا تولّد و مرگ قهرمانانهء "چه" را به روز مبارزه تاریخی علیه سرمایه داران جهانخوار تبدیل نموده و می نمایند. بی دلیل نبود که دولتمردان بولیوی در سال ۱۹۹۶، بعد از ۳۰ سال اعتراف نموده اند که جسد "چه گوارا" در فرودگاه پنهان شده است و حاضرند تا آنرا به خانواده اش تحویل دهند. بی تردید اعمال و ایده های "چه گوارا" تأثیر بسزائی بر روی طیف نیروهای انقلاب و جوانان سراسر دنیا بر جای گذاشت. چرا که «چه» بر این باور بود که تنها از طریق عمل انقلابی است که می تواند به آموزش توده ها پرداخت و آنها را متشکل نمود. راهی که خود در پیش گرفت و بدینگونه ارتباط خویش را با توده ها مستحکم تر ساخت. بر این اساس "چه گوارا" با عمل انقلابی اش توانست جایگاه واقعی خود را در میان کارگران و زحمتکشان و جوانان کسب نماید. در این میان آثار گرانبهائی در زمینهء جنگ های چریکی از وی باقی مانده است که مملو از درس گیری و تجربه برای حال و آیندگان می باشد. امّا مازاد بر آن، آنچه بر اندیشه های پر ارزش "چه گوارا" صحه می گذارد، این است که آنچه را که می اندیشید در عمل بکار می بست و بر غنای اش می افزود. "ارنستو چه گوارا" چنین کرد و اینچنین در یادها زنده و تا ابد جاودان خواهد ماند و جنبش جهانی بر ارزش کارهایش بخوبی واقف می باشد و بر همین مبنا امروزه "چه گوارا" در میان جوانان بعنوان سمبلی بی نظیر در زندگی شان جای باز کرده است و او را قهرمانِِ، قهرمانان می دانند.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1383ساعت توسط شباهنگ راد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ظالمان و نابخردان دنیا را به خاک و خون کشیدهاند و محترم شمردن به حقوق و ارزشهای انسانی در دنیای خود ساختهی آنان کاملاً بیمسما گردیده است. این چه زمانهای است که محرومترین اقشار جامعه میبایست آنرا تحمل نمایند و بار این همه مصائب و مشکلات را بدوش کشند.
این زمانه را باید دگرگون ساخت و دنیای نوینی را پایهریزی نمود که در آن انسانها نه بعنوان بردگان و سودآوران مشتی زورمداران، بلکه به مثابهی سازندگان اصلی هر جامعهای قادر گردند تا از تمامی نعمات موجود، برابرگونه بهره جویند. تربیون شما به دنیایی باور دارد که در آن از ظلم و در بدری انسانها خبری نباشد و همه، جدا از هر رنگ و نژادی، در دنیای برابر، در کنار هم در صلح و آرامش ادامهی حیات دهند. |
|